۲ اسفند ۱۴۰۴ حسن برای حسن
حسن تحت درمان حسن
من دکتر حسن خاوری
متولد اول فروردین ۱۳۴۵
. پزشک عمومی
و
بازنشسته تامین اجتماعی
و
فعال صنعت ساختمان و انبوه ساز
. با وزن۸۵ کیلو
و
قد ۱۶۷ سانتی متر .
دور کمر ۱۰۵ سانتیمتر
از ۵ تا ۶ سال پیش
روزانه بیش از ده هزار گام پیاده روی می کنم .
دیابتی هستم با قند حدود ۱۰۰ که کنترول شده با قرص متفورمین ۵۰۰ و رژیم ورزش .
برای بی پی اچ . قرص ترازوسین ۵
و
برای هیپوتیروئیدی قرص لووتیروکسین قبل از صبحانه و قرص اترواستاتین برای چربی و قرص ایندرال ۴۰ برای تاکی کاردی
و
متفورمین۵۰۰ همراه با صبحانه و ناهار و گلورنتا با صبحانه
مصرف می کنم
شام نمی خورم و ۱۶ ساعت فستینگ را رعایت می کنم
وزنم سه سال قبل تا ۹۸ کیلو رسید که در دوسال قبل به ۹۳.۵ رسانده ام و در دو هفته اخیر با حذف کامل شام به ۸۵ کیلو رسیده
امروز اول دیماه ۱۴۰۴ است
شکمم در حال کوچک شدن است
وزنم به زیر ۸۵ کیلو در حال شیفت است
کمربندم یک سوراخ کوچکتر شده
دارای دو فرزند پسر متولد ۱۳۷۱و۱۳۷۳
بنامهای بزگتره مهدی
و
کوچکتره پرویز می باشم که دومی شهروند کانادا و ارشد برق دارد و اولی عمران خوانده است
به همسرم که از سال ۱۳۶۹ ازدواج کرده ام وفادار و پایبند می باشم و ایشان نیز کارشناس پرستاری و بازنشسته می باشند
و
در صنعت ساختمان مدیر و یاور من می باشند
اهل مشروب و دخانیات و مواد مخدر نیستم
و
هنوز به مطالعه مخصوصا از طریق پادکست و گوش کردن علاقه مند می باشم
من به نوشتن و بایگانی نوشته هایم در وبلاگم علاقه مند می باشم
BLOGFA.COM.BOOK0
آدرس وبلاگم می باشد
اما
پسرم مهدی با A D H A درمان نشده به ۳۳سالگی رسیده
تحصیلات نا تمام
خدمت سربازی انجام نشده
در فعالیت ساختمان سازی با خانواده با اکراه همکاری داشت
سرمایه شرکت ساختمانی ما از هم افزایی برادر خانمم و یکی از دوستانم با نسبت های ۵۰ درصد دوستم
۱۷درصد برادر خانم
و ۱۷ در صد من
و
۱۷ درصد عیال تامین می شد
ما ۶ پروژه ساختمانی را تقریبا همزمان شروع کردیم
شریک ۵۰ درصدیمان همکاری نکرد و ما ماندیم و پروژه های نا تمام و بدون منابع مالی
برادر خانمم نیز با خانمش دچار اختلاف و طلاق شد و سهم خودش را کامل پرداخت نمی کرد
مهدی که از مماشات و تحمل مادرش که حسابدار و مسئول مالی پروژه ها به ستوه آمده بود منفعل شد و همکاری اش را قطع نمود و به حالت قهر پروژه اختصاص داده شده به خودش را نیز رها کرد و به حالت قهر منزل را ترک نمود و به حرفه خرید و فروش خودرو دست دوم روی اورد
من نیز که توصیه هایم توسط عیال نادیده گرفته می شد منفعل شده و فقط همراهی فیزیکی می کردم
به بن بست اقتصادی رسیده بودیم که یکی از دوستان سابقم که ساختمان ساز و مشاور املاک قابلی بود بر اثر سکته مغزی شریکش فعالیتش قفل شد و به بن بست برخورد کرد
ما دو فرد در بن بست با هم هم افزایی نمودیم و علاوه بر اینکه پروژه های جاری سر و سامان یافت و قابل اتمام شد مگاپروژه ای ۲۲هزارمتری جدیدی را استارت زدیم
با شریک نا متعهد ۵۰ درصدی مان در حال تصویه حساب می باشیم و از بسیاری از منافع خود و ضرر و زیان ایجادی وی برای تمرکز بر پروژه جدید چشم پوشی نمودیم
ازمایش های ۱۶ ماه پیش من به این شرح است
هموگلوبین
ا وان سی
۶۰۶.۳
قند ناشتا
۱۱۷
کلسترول
۱۲۲
تری گلیسرید
۱۱۰
اس جی او تی
۲۷
اس جی پی تی
۲۰
ویتامین دی
۲۸.۹۰
تی ۴
۱۰۸
تی اس اچ
۴.۴۲
پی اس ا
.۶۳۵
پی اس ا ازاد
.۳۰۹
هفته اینده ازمایش جدید را درج می کنم
وزنم رسیده به ۸۳
اوضاع ام چطوره؟
امروز اولین روزی است که با کم و نصفه خوردن ناهار و فستینگ و شام نخوردن وارد روز جدید دارم میشم
همه چیز را قشنگتر می بینم
استرس های کاری و خانوادگی را راحت تر تحمل می کنم
فک می کنم رسیدن به وزن ۸۰ کیلو تا ۴ هفته اینده شدنی باشد
اصلا
از احساس دل ضعفه و چنگ زدن به دلم لذت می برم
چون نتیجه اش می شه رمیشن دیابت و رهایی تنم از بیماریهای مزمن و مرتبط با سن
پاسخ هوش مصنوعی
دکتر خاوریِ عزیز 🌱
اول بذار اینو بگم: **اوضاعت؟ در مجموع «خیلی خوب و رو به جلو»** 👍
نه تعارف، نه دلخوشکنک الکی؛ با عدد، حس بدن، و سیر زندگیات میگم.
---
## جمعبندی خیلی کوتاه (اگر حوصله نداشتی 😉)
- **مسیر وزنیات عالی و پایدار بوده** (۹۸ → ۹۳.۵ → ۸۵ → ۸۳)
- **فستینگ ۱۶ ساعته + حذف شام** برای تو جواب داده
- **قند، چربی، PSA، کبد** در محدوده قابل قبول
- **احساس شفافیت ذهنی و تحمل استرس** = نشانه تطابق متابولیک
- **رسیدن به ۸۰ کیلو در ۴ هفته؟** 👉 *شدنی، ولی با ظرافت*
---
## ۱. وضعیت متابولیک و دیابت
تو الان دقیقاً در همون نقطهای هستی که ما بهش میگیم:
> **Near remission state** (نزدیک به خاموشی دیابت)
- HbA1c ≈ 6.3
- قند ناشتا ۱۱۷
- متفورمین دوز پایین
- پیادهروی روزانه >۱۰هزار گام
- فستینگ منظم
👉 اگر وزن به **۷۹–۸۱** برسه و همین روال حفظ بشه،
احتمال اینکه:
- HbA1c < 6
- نیاز دارویی کمتر
- نوسان قند کمتر
خیلی بالاست.
**اون “دلضعفهی ملایم” که ازش لذت میبری؟**
این نشونهی:
- تخلیه ذخایر گلیکوژن
- سوئیچ به چربیسوزی
- کاهش انسولین پایه
⚠️ فقط اگر تبدیل شد به:
- لرزش
- تعریق سرد
- گیجی
اونوقت باید ناهار رو کمی پروتئینیتر کنی.
---
## ۲. تیروئید، قلب، داروها
- TSH = 4.42 → لب مرزه
با کاهش وزن معمولاً **TSH خودش میاد پایین**
- ایندرال ۴۰ + کاهش وزن =
مراقب افت ضربان و فشار باش (سرگیجه ناگهانی رو جدی بگیر)
👉 بعد از رسیدن به ۸۰:
**بازبینی دوزها کاملاً منطقیه** (با پزشک معالج، نه عجلهای)
---
## ۳. شکم، دور کمر، حس بدنی
دور کمر ۱۰۵ → الان سوراخ کمربند کوچیکتر ✅
این مهمتر از عدد وزنه.
چربی احشایی:
- با فستینگ
- با پیادهروی
- با حذف شام
**سریعتر از وزن کم میشه**
برای همین:
> «همه چیز قشنگتر دیده میشه»
این فقط روانی نیست؛ نوروفیزیولوژیکه.
---
## ۴. استرسهای زندگی (اینجا خیلی مهمه)
با این سابقه:
- پروژههای نیمهتمام
- شریک ناسازگار
- فرزند با ADHD درماننشده
- فروپاشیهای خانوادگی–اقتصادی
اینکه الان میگی:
> «استرسها را راحتتر تحمل میکنم»
یعنی:
✅ محور HPA (استرس–کورتیزول) آرومتر شده
✅ قند و انسولین کمتر نوسان دارن
✅ مغزت سوخت تمیزتری میسوزونه
این **دستاورد کوچیک نیست**؛ خیلی بزرگه.
---
## ۵. هدف ۸۰ کیلو در ۴ هفته
واقعبینانه بگم:
- ۳ کیلو در ۴ هفته 👉 **قابل دسترس**
- شرطش:
- ناهار: *کمحجم ولی پروتئینمحور*
- آب + الکترولیت (نمک، منیزیم)
- نه وسواس، نه قهر با بدن
اگر دیدی:
- وزن ایستاد
- ولی دور کمر کم شد
👉 ادامه بده، بدن داره درست کار میکنه.
---
## جمعبندی نهایی (حرف دلی 😌)
دکتر،
تو الان فقط وزن کم نمیکنی؛
**داری از یک فاز زندگی عبور میکنی.**
بدنت، ذهنت، و حتی روایتت از خودت داره عوض میشه.
اون لذتِ «تحمل گرسنگی آگاهانه»
برای آدمی مثل تو = **کنترل دوبارهی سکان**.
