روز بعد از عاشورا ۱۴۰۴ قفل فرمون

کلید قفل فرمون

تا وقتی ما بازنشست نشده بودیم

اول سال

تعطیلات سال جاری را رصد می کردیم

تا مسافرت ها و مراسم و مهمانی ها و دورهمی ها را

با

تعطیلات همزمان کنیم و حض بیشتر با هزینه کمتر بنمایم

چقد ناراحت می شدیم اگه تعطیلات آئینی قمری با تعطیلات ملی و پنچ شنبه جمعه تلاقی می کرد

مخصوصا عاشورا و تاسوعا اگه تلاقی پیدا می کرد بیشتر از شمر و سنان و خولی بخاطر وقت نشناسی شون عصبانی می شدیم

به محض اینکه باز نشست شدیم کرونا دورکاری را جایگزین شیفت اداری کرد

و

خوش بحال کارمندها و دانش آموزان شد

من از خوشحالی دیگران معمولا خوشحال می شوم

ولی

این کرونا ملعون با مدیریت مفلوک بهداشت و درمان نزدیک بود من را به درک واصل کند

که

اگر سیستم دفاعی بدنم خوب عمل نمی کرد امیدی به عملکرد مثبت سیستم درمانی نداشتم

سیستمی که از ممنوعیت ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی حمایت کند و طب سنتی و عنبر نسا و شاش شتر را تایید نماید

زیبنده ما نادان مردمان است

و به قول خودشان

که

از قضا سکنجبین صفرا افزود

بهر حال

امسال سریال معاویه چهره امویان را تا اندازه ای تلطیف کرده بود عاشورا و تاسوعا افتاد به شنبه یکشنبه

ما هم پنچ شنبه و جمعه را زدیم تنگ ش

چون شمال این ایام مث ایام ارتحال امام راحل خیلی شلوغ میشه رفتیم مشهد

آری

به قول اتحادیه هتل داران و زوار کش های مشهدی

یک طواف مرقد مولا علی موسی الرضا

هفت هزار و هفتصد و هفتاد حج اکبر است

ما هم که قربون امام رضا می شیم

آری

اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند

هم موقع ورود سلام می دهیم

هم نماز صبح را حرم با ثواب تر می دانیم

اصلا

۱۳.۸ میلیارد سال از بیگ بنگ گذشت تا ما به معرفت زیارت رضوی دست پیدا کنیم

واسه ما همه چیز با امام رضا تبرک می شه

واسه من مضاعف

پس از خبطه عقد مستقیم مشرف شدیم حرم

تازه

افطاری هم مهمون امام رضا شدیم که کمتر کسی تا این حد سعادت نصیبش میشه

حالا درسته که بیشتر از من عیال خوشبخت شد و ۳۷ ساله یخه منو رها نمی کنه

اما

همینطور که عرض شد من معمولا از خوشبختی دیگران خوشحال می شوم

حتی اگه این خوشبخت مورد نظر عیال باشه که یک عمر من را در چنبره محبتش اسیر کرده

اینها را ولش کن

روز دوم وقتی واسه سومین بار از حرم بر می گشتم تا نشستم که راه بیفتم دیدم که کلید قفل فرمون از سویج ماشین جدا شده و گم گشته

روز قبل هم یه مختصر تصادف کرده بودم و سقف دویست و هفت عیال را کروک کرده بودم

و حضرتشان مث برج زهر مار نیمه قهر هم طبق معمول تشریف داشتند

که

تبدیل به بی تو( B2) شده

و

سنگین ترین بمب ها و خشونت کلامی را نثار و ایثار حقیر فرمود

هر چی زبان به چاقان و چاپلوسی گشودم افاقه

نکرد که نکرد

و بر میزان خشم قهر توام با خشونت کلامی و ازار لسانی ایشان افزوده می شد

منکه همه چیز را خوب تلقی می کنم

و

در هر مصیبت حکمتی نهان می بینم غضب و قهر عیال در حضور قفل ساز که اتفاقا از آشنایان بود را زیر سبیلی ناشنیده فرض می کردم و دچار کری انتخابی همیشگی شده بودم

رو به امام رضا کردم و گفتم

یا ضامن آهووووو

من یابو را از چنگ این گرگ پر رو نجات بده

که

معجزه رخ داد

یکی از همکاران فعلی و دوستان ایام کودکی عیال با ما رو درو شد و عیال از B2 تبدیل به بوئینگ بیزینس کلاس قطر ایر لاین شد

و

برگشت به پوسته ظاهری چهره نمایشی دوست داشتنی همیشگی

اوضاع گل و بلبل و سنبل شد

به اتفاق خانواده دوستش رفتیم طرقبه و یک ناهار توپ زدیم به بدن و عیال عزیز تر از جانم از جانم گذشت چون پول ناهار را دوستش حساب کرد و الا ناهار ختم من تا حالا سرو شده بود

کلید قفل فرمون ۱۶ تیر ۱۴۰۴ روز بعد عاشورا

کلید قفل فرمون

تا وقتی ما بازنشست نشده بودیم

اول سال

تعطیلات سال جاری را رصد می کردیم

تا مسافرت ها و مراسم و مهمانی ها و دورهمی ها را

با

تعطیلات همزمان کنیم و حض بیشتر با هزینه کمتر بنمایم

چقد ناراحت می شدیم اگه تعطیلات آئینی قمری با تعطیلات ملی و پنچ شنبه جمعه تلاقی می کرد

مخصوصا عاشورا و تاسوعا اگه تلاقی پیدا می کرد بیشتر از شمر و سنان و خولی بخاطر وقت نشناسی شون عصبانی می شدیم

به محض اینکه باز نشست شدیم کرونا دورکاری را جایگزین شیفت اداری کرد

و

خوش بحال کارمندها و دانش آموزان شد

من از خوشحالی دیگران معمولا خوشحال می شوم

ولی

این کرونا ملعون با مدیریت مفلوک بهداشت و درمان نزدیک بود من را به درک واصل کند

که

اگر سیستم دفاعی بدنم خوب عمل نمی کرد امیدی به عملکرد مثبت سیستم درمانی نداشتم

سیستمی که از ممنوعیت ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی حمایت کند و طب سنتی و عنبر نسا و شاش شتر را تایید نماید

زیبنده ما نادان مردمان است

و به قول خودشان

که

از قضا سکنجبین صفرا افزود

بهر حال

امسال سریال معاویه چهره امویان را تا اندازه ای تلطیف کرده بود عاشورا و تاسوعا افتاد به شنبه یکشنبه

ما هم پنچ شنبه و جمعه را زدیم تنگ ش

چون شمال این ایام مث ایام ارتحال امام راحل خیلی شلوغ میشه رفتیم مشهد

آری

به قول اتحادیه هتل داران و زوار کش های مشهدی

یک طواف مرقد مولا علی موسی الرضا

هفت هزار و هفتصد و هفتاد حج اکبر است

ما هم که قربون امام رضا می شیم

آری

اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند

هم موقع ورود سلام می دهیم

هم نماز صبح را حرم با ثواب تر می دانیم

اصلا

۱۳.۸ میلیارد سال از بیگ بنگ گذشت تا ما به معرفت زیارت رضوی دست پیدا کنیم

واسه ما همه چیز با امام رضا تبرک می شه

واسه من مضاعف

پس از خبطه عقد مستقیم مشرف شدیم حرم

تازه

افطاری هم مهمون امام رضا شدیم که کمتر کسی تا این حد سعادت نصیبش میشه

حالا درسته که بیشتر از من عیال خوشبخت شد و ۳۷ ساله یخه منو رها نمی کنه

اما

همینطور که عرض شد من معمولا از خوشبختی دیگران خوشحال می شوم

حتی اگه این خوشبخت مورد نظر عیال باشه که یک عمر من را در چنبره محبتش اسیر کرده

اینها را ولش کن

روز دوم وقتی واسه سومین بار از حرم بر می گشتم تا نشستم که راه بیفتم دیدم که کلید قفل فرمون از سویج ماشین جدا شده و گم گشته

روز قبل هم یه مختصر تصادف کرده بودم و سقف دویست و هفت عیال را کروک کرده بودم

و حضرتشان مث برج زهر مار نیمه قهر هم طبق معمول تشریف داشتند

که

تبدیل به بی تو( B2) شده

و

سنگین ترین بمب ها و خشونت کلامی را نثار و ایثار حقیر فرمود

هر چی زبان به چاقان و چاپلوسی گشودم افاقه

نکرد که نکرد

و بر میزان خشم قهر توام با خشونت کلامی و ازار لسانی ایشان افزوده می شد

منکه همه چیز را خوب تلقی می کنم

و

در هر مصیبت حکمتی نهان می بینم غضب و قهر عیال در حضور قفل ساز که اتفاقا از آشنایان بود را زیر سبیلی ناشنیده فرض می کردم و دچار کری انتخابی همیشگی شده بودم

رو به امام رضا کردم و گفتم

یا ضامن آهووووو

من یابو را از چنگ این گرگ پر رو نجات بده

که

معجزه رخ داد

یکی از همکاران فعلی و دوستان ایام کودکی عیال با ما رو درو شد و عیال از B2 تبدیل به بوئینگ بیزینس کلاس قطر ایر لاین شد

و

برگشت به پوسته ظاهری چهره نمایشی دوست داشتنی همیشگی

اوضاع گل و بلبل و سنبل شد

به اتفاق خانواده دوستش رفتیم طرقبه و یک ناهار توپ زدیم به بدن و عیال عزیز تر از جانم از جانم گذشت چون پول ناهار را دوستش حساب کرد و الا ناهار ختم من تا حالا سرو شده بود