۳۱فروردین ۱۴۰۳ اینه بغل سمت راننده ۲۷۰ ماتیکی

اینه بغل سمت راننده ۲۰۷ ماتیکی

آدم اگه دیر به ارزوهاش برسه دچار اختلالات خلقی میشه

اصلا بهتر است که خیلی از آرزوهای کودکی در بزرگسالی تحقق پیدا نکنه

زمانه ما که هنوز روانشناسی کودک و اختلالات ناشی از عقده های روانی مد نشده بود تنبیه مخصوصا تنبیه بدنی جز اصول مسلم تربیتی محسوب می گردید

و

چوب معلم گل و عامل پیشرفت تلقی می شد

الان

نباید

بچه را

.،مقایسه کنی

..قضاوت نمایی

و

تنبیه بدنی که سهله

حتی فحش دادن که از حقوق اولیه والدین محسوب می شود آزار کلامی برداشت شده و در بلاد غرب مداخله مددکاری اجتماعی و دخالت پلیس و سلب کفایت والدینی توسط سیستم قضایی را می تونه در پی داشته باشه

نمی دونم بحث چی بود که زدیم به صحرای کربلا

مجددا

نقطه سرخط

آری

این والده بچه های ما هم از کودکی علاقه‌مند به ۲۰۶ قرمز بود

بهر حال

هر چند عمر زمین و سن خانها نا مشخصه

ولی

بلاخره

در ۵۲ سالگی تونست یه ماشین قرمز روژ (ماتیکی) بخره

البته خودش که نخرید

پسر بزرگم آقا مهدی واسه اش کارسازی کرد

القصه

آرزوی کودکیش محقق شد

شد صاحب یه دستگاه

۲۰۷ سقف شیشه ای پانوراما

که حتی پوشش دور فرمانش هم قرمز گل منگلی بود

پیری و معرکه گیری که میگن را من درک کردم

روز به روز

علاقه اش به ۲۰۷ بیشتر می شد و بالطبع میزان علاقه نداشته اش به من منفی تر می گردید

حیاط منزل ما ظرفیت چهار تا خودرو را ضرب و زور داره.

بهترین و امن ترین پارکینگ که دم درب خروجی است مسلما سر جهاز ایشونه

حالا من که طبق معمول و البته وظیفه ذاتی اولین نفری هستم که باید منزل را ترک کنم

ابتدا

باید

ماشین‌ها را جابجا کنم تا به ماشین خودم دسترسی پیدا کنم

اصلا

بیشتر وقتها ترجیح می دم که پیاده گز کنم تا مشقت جابجایی خودروها را تحمل کنم

از بس خرده فرمایش اول صبحی لیچار می فرمایند

بیشتر وقتها کلید خونه و موبایلم را فراموش می کنم بردارم

و

تا شب

تو کارگاه‌ها با افغانی ها سر می کنم و با قطع ارتباط موبایلی از ادامه خورده فرمایشات مستقیم عیال معاف می شم

البته اگه خورده فرمایشی واجب داشته باشند از طریق موبایل کارگرهای افغانی یا رئیس کارگاه‌ها جناب مهندس تارخ به من دسترسی یافته و ....

لا اله الا الله

بهر حال

قصه . قصه

اینه بغل سمت راننده ۲۰۷ ماتیکی عیال بود

نمی دونم سر پیری چرا اینقد دچار پرچانگی و حاشیه پردازی شدم

الغرض

منکه زورم به عیال نمی رسه

با پالون خر

یعنی ۲۰۷ کذایی

تلافی می کنم

البته مانند اسرائیل در حملاتم هیچ وقت مسئولیت به عهده نمی گیرم

یه بار رفته بودیم شمال عروسی

تو مسیر بیشتر از بیست نقطه بخاطر سرعت زیاد و سبقت غیر مجاز جریمه شد

و

من ته دلم با هر پیامک جریمه ارسالی رهنمایی و رانندگی حض می کردم

تو پارکینگ طلق یکی از مه شکن سمت شاگرد ۲۰۷ اش را شکستم

و

از عصبانیت عیال کلی حض مضاعف نصیبم شد

یه روز که خیلی صبح بدی را تحمیل کرده بود و از طرفی لازم بود ببرمش کاشی فروشی فتوحی

من واسه اینکه قسمتی از آزارهای کلامی را تلافی کرده باشم

در جواب اینکه چرا اینقد ماشین را تو پارکینگ جابجا می کنی

زود باش تن لش تشریف بیار طبقه اول نمایشگاه

عرض کردم

عیال جان

محل پارک اولیه ۲۰۷ ماتیکی تنگ بود ناچار شدم جابجا ش کنم

ولی متاسفانه

اینه بغل سمت راننده

به یک

نیسان گاوی آبی

خورد

و یه کم از رنگ قاب اینه

متاثر گردید

عیال

که ماشین به جونش بسته بود

بلافاصله خودش را به ماشینش رسوند تا ببیند عمق فاجعه و میزان آسیب به در دانه اش چقد بوده

بعد

با عصبانیت بیشتر

برگشت و گفت

دیونننه

چرا دروغ گفتی

ماشین که طوریش نشده بود

و

من

بابت چند ثانیه موفقیتم

در تلافی آزار های ممتد و همیشگی عیال

کلی مشعوف

گردیدم

گربه

۱۳ بدر ۱۴۰۲

از وقتی که بخاطر می‌آورم

بخاطر تولد در روستا و اقتصاد گوسفندی به سگ نیاز داشتیم

و

به سبب ضرورت شغلی .

بینمان دوستی و موانست بر قرار گشته بود

با گذشت زمان که بزرگ شدیم

و

ازدواج کردیم

دیگه

نتونستیم به ارتباط مون با

سگ

آدامه بدیم

و چون عیال دل خوشی از سگ ها نداشت

و

من بناچار .

بین عیال و سگ

انتخابی بهتر از عیال نداشتم

زنان به سرعت برق و باد می گذره

و

ما محض سر گرمی

بچه دار شدیم .

فرزندانم

نیز با مصادره جوانی

و

قسمت اعظم

اموالمون

کسب استقلال نمودند

و به قول پزشکان ما دچار

؛سندروم اشیانه خالی ،

شدیم

و

اکنون که

عیال پیر متمایل به زمین گیر شده

دیگر حوصله نق و نوق های همیشگی من را نداره

و

از تنهایی و فراق فرزندان

همتش را متوجه

شعر

و

عرفان های جدید

و

حیوان نوازی کرده است

با صدای کریه

میو میوی ممتد گربه چاق و بد ترکیب همسایه غربی مون

از اینستا گردی و فضای مجازی موقتا دست کشیده

و

به نوازش و پذیرایی از این حیوان زشت سرگرم می گردد

و

انگار نه انگار که شوهر دست خری هم دارد

که ندارد

از شیری کیلوی ۲۳هزار تومن

که هر روز می خریدم سهمیه ای بیشتر از من به

گربه زشت چاق

می دهد

به قسمتی که هر چی گربه ملعون چاق تر می گردد

این کمینه لاغر و نحیف تر می شوم

و

در طی ۶ ماه گذشته نزدیک به ۱۲ کیلو کاهش وزن در پرونده پزشکی ام

واقع در

،مرکز بهداشت محله مون ،

ثبت شده است

اکنون

نه تنها

دیابت ناشی از چاقی و کم تحرکی ام رو به بهبود رفته

بلکه

بلکه کلسترول خون و

چربی کبد م

درمان شده است

و

این دستاوردهای پزشکی

در اثر

کمبود تغذیه

و

خیابان گردی و پیاده روی طولانی مدت

ناشی از

سیاست

ترک منزل برای کاهش تنش با عیال و

عدم تحملم به گربه

بدست آمده است

من که بین

،همسرم و سگ؛

عیال را بر گزیده بودم

اکنون پس از ۳۶ سال تاهل

عیال بین من

و

گربه زشت چاق سیاه

به گربه متمایل تر است

آری

قدر من از گربه پایین تر شده

هیکلم وز موش لاغرتر شده

با سگان گر بودمی بهتر بودی

قدرتم نیز کمتر از هر خر شده

گربه . ۱۳ بدر ۱۴۰۲

گربه

۱۳ بدر ۱۴۰۲

از وقتی که بخاطر می‌آورم

بخاطر تولد در روستا و اقتصاد گوسفندی به سگ نیاز داشتیم

و

به سبب ضرورت شغلی .

بینمان دوستی و موانست بر قرار گشته بود

با گذشت زمان که بزرگ شدیم

و

ازدواج کردیم

دیگه

نتونستیم به ارتباط مون با

سگ

آدامه بدیم

و چون عیال دل خوشی از سگ ها نداشت

و

من بناچار .

بین عیال و سگ

انتخابی بهتر از عیال نداشتم

زنان به سرعت برق و باد می گذره

و

ما محض سر گرمی

بچه دار شدیم .

فرزندانم

نیز با مصادره جوانی

و

قسمت اعظم

اموالمون

کسب استقلال نمودند

و به قول پزشکان ما دچار

؛سندروم اشیانه خالی ،

شدیم

و

اکنون که

عیال پیر متمایل به زمین گیر شده

دیگر حوصله نق و نوق های همیشگی من را نداره

و

از تنهایی و فراق فرزندان

همتش را متوجه

شعر

و

عرفان های جدید

و

حیوان نوازی کرده است

با صدای کریه

میو میوی ممتد گربه چاق و بد ترکیب همسایه غربی مون

از اینستا گردی و فضای مجازی موقتا دست کشیده

و

به نوازش و پذیرایی از این حیوان زشت سرگرم می گردد

و

انگار نه انگار که شوهر دست خری هم دارد

که ندارد

از شیری کیلوی ۲۳هزار تومن

که هر روز می خریدم سهمیه ای بیشتر از من به

گربه زشت چاق

می دهد

به قسمتی که هر چی گربه ملعون چاق تر می گردد

این کمینه لاغر و نحیف تر می شوم

و

در طی ۶ ماه گذشته نزدیک به ۱۲ کیلو کاهش وزن در پرونده پزشکی ام

واقع در

،مرکز بهداشت محله مون ،

ثبت شده است

اکنون

نه تنها

دیابت ناشی از چاقی و کم تحرکی ام رو به بهبود رفته

بلکه

بلکه کلسترول خون و

چربی کبد م

درمان شده است

و

این دستاوردهای پزشکی

در اثر

کمبود تغذیه

و

خیابان گردی و پیاده روی طولانی مدت

ناشی از

سیاست

ترک منزل برای کاهش تنش با عیال و

عدم تحملم به گربه

بدست آمده است

من که بین

،همسرم و سگ؛

عیال را بر گزیده بودم

اکنون پس از ۳۶ سال تاهل

عیال بین من

و

گربه زشت چاق سیاه

به گربه متمایل تر است

آری

قدر من از گربه پایین تر شده

هیکلم وز موش لاغرتر شده

با سگان گر بودمی بهتر بودی

قدرتم نیز کمتر از هر خر شده

تقارن سالگرد ازدواج و ماه رمضان و عید نوروز

رمضان واسه همه ماه ضیافت الهی محسوب میشه

من هم که همیشه صرفه جویی ستون خیمه تفکراتم را تشکیل می داد این ضیافت الهی را به پوشیدن ردای ازدواج منور کردم

اکنون که بهار طبیعت و رمضان بعد از ۳۵ سال همزمان شده است خاطره سالگرد غرق شدن در خوشبختی تداعی گردیده و نجات غریقی متصور نیست

۲۹ اسفند ۱۴۰۲

امروز۲۹ اسفند ۱۴۰۲ است

ساعت ۱۴.۲۲

تا عید نوروز ۱۶ ساعتی مانده و من و عیال تازه رسیدیم خونه

گشنه و تشنه

هر چند رمضونه

ولی سالهاست نماز و روزه رنگ باخته و بیشتر رنگ نفاق و ریا گرفته تا مناسک مذهبی

بهر حال

از وقتی که بازنشست شده ام فرصت بیشتری واسه کار کردن و پول به دست آوردن پیدا کردم

قبلا که شغل رسمی داشتم تعطیلات نوروز بین همکاران به دو پاره تقسیم می شد و من می تونستم یه مسافرتکی داشته باشم

البته جای خاصی نمی رفتیم

واسه اینکه هزینه ها مدیریت بشه اکثر عیدها می رفتیم مشهد و دید و بازدید تکراری را با خلوص نیت بجا می آوردیم

این مسافرت‌ها و مناسک تکراری آن واسه پسر ارشدم حال برهم زن و مشمئز کننده شده بود و این اواخر ما را همراهی نمی کرد و می رفت ایرانگردی

پارسال بندر عباس و کیش را زیارت کرده بود و در جزیره کیش که مسافران چند برابر ظرفیت پذیرایی و امکانات جزیزه بود که پسرم زیر آفتاب تند جنوب سیاه تر شده بود به قسمی که اجداد مهاجرت یافته آفریقایی مسیر تکامل را تداعی می کرد

و

کنار خیابان خوابیدن و تو کوچه های خلوت ادرار کردن

اجداد درخت پیمایش را پیش نظرش آورده بود

امسال نه وی را دل جنوب رفتن بود و نه دماغ مشهد پیمودن

پس تصمیم گرفتیم کرج منزل خودمان بیتوته کنیم و تعطیلات را جلوس اختیار کنیم

هرچند ما معمولا مهمان نداریم و جز مادرخانم و برادر عیال آشنایی برای رفت و آمد نداریم و بی نیاز سفره هفت سین و تشریفات دید و بازدید هستیم

ولی امسال قصد داریم دل به دریا بزنیم

و سفره بیفکنیم و هزینه کنیم و سنت ایرانی را پاس بداریم

ولی هنوز این تخیلات مون را عملی نکرده ایم و منتظر توقف بارندگی و رفتن به بازار واسه ابتیاع ملزومات هستیم

باران بند شد و بند از پای ما باز نشد که قصد بازار کنیم

و

مجددا به روال سال‌های گذشته

بدون

سفره هفت سین

۵۸مین بهار زندگی را عیدانه رقم زدیم