سفر مشهد قسمت ۲۱
صندلی ۱۹ و ۲۲
قسمت ۲۱
سالن عقد رواق دارالحجه
بعد از خوش و بشی با خادم کفش داری و تحویل کفشها رفتیم داخل رواق دارالحجه
چندین کامپیوتر و سیستم واسه انجام تشریفات اداری عقد زوجین نصب شده بود
نکته جالبش اینکه کاربری که من باهاش داخل گفتگو شدم آخوند بود
قبلا هر کانال تلویزیون را می زدی آخوند میآمد رو صفحه
بطور که اسم تلویزیون به پشم شیشه تغییر یافته بود
الان که همه جا مصدر امر آخوندها هستند
تو کرج ما که ایران کوچک محسوب میشه ترک زیاد داریم
که
خودشون خودشون را خیلی قبول دارند
اصلا
ادعا دارند که ۴۰درصد جمعیت تهران از ترک ها هستند
و معتقدند
که
از رهبری
تا باربری
همه ترک اند
الان هم میشه گفت
آخوند اینجا
آخوند آنجا
آخوند همه جا
نکته جالب دارالحجه هم این بود که کاربر سیستم رایانه هم آخوند ملبس به لباس روحانیت بود
آخه .....چه ربطی داره به شقیقه
از آخوندک که دیدم ژتون ناهار هم از سیستم واسه زوجین پرینت می گیره
پرسیدم
ژتون هدیه عقد زوجین هست
گفت بلی
منکه تازه نهار خورده بودم و از غذا و عیال سیر شده بودم
گفتم حاج آقا
حاضرم یه اپارتمان کادو بدم به شرطی که طلاق این ضعیفه ما را جاری کنی
گفت خدا نکنه
این چه حرفیه؟
عرض کردم
کلیه مستخدمین بعد از سی سال بازنشست می شوند
من الان سی و هفت ساله که در این دریای خوشبختی غرق شده ام
ریاست جمهوری هم محدودیت زمانی داره و بعد از ۸ سال باید اگه ترامپ هم باشه تشریف ببره بایگانی و خاطراتش را بنویسه
این همه همسر کشی و تربیت ناصحیح فرزندان و بیماری های روانی آنها بخاطر اینه که پیمان عقدشان اکثرا تحمیلی و با دوز کلک هست که به درک
اینکه دائمی هست خودش مث حکام مدام العمر فساد زا و نکبت افرین است
نمونه اش
شاه خدابیامرز که دیکتاتور شد
بعد رفتیم سراغ سفره های عقد
از متصدی مربوطه خواهش کردیم که اجازه بده چند تا عکس بندازیم
با اکراه پذیرفت ولی حاضر نشد با موبایلمون از ما عکاسی کنه
خودم سلفی چند تا عکس سر سفره عقد با عیال انداختم که چون دوربین موبایلم مث زندگی مون قدیمی و فاقد کیفیت بود عکس ها خوب نشد و عیال را بیشتر از انتظار خودش پیر و گیس سفید نشون می داد
عکس ها را دلیت کردیم و
برگشتیم کفشداری
که اگه طالب باشید خاطرات کفش داری را در قسمت بعد می نویسم
