صندلی ۱۹ و ۲۲

قسمت ۲۰

ناهار حضرتی

من با وجود اینه ۶۰ سالمه و مشهدی هم هستم تا حالا دو بار به دارالضیافه حضرتی مشرف شدم

اولیش

افطاری بود

اون هم چه افطاری

مصادف بود با اولین اولین روز عقدمان

همه به اصطلاح خوشبختی های زندگی ام با اون اولین افطاری روز اول عقدمان استارت خورد

پر واضح است هر وقت مث همیشه با عیال دچار مشکل می شدم از امام رضا و اون افطاری شاکی می شدم

این دفعه هم مشرف شدم تمام خاطرات این سی و چند ساله از جلو چشمم عبور کرد

درست مث آدمهای محتضر که خاطرات زندگی شان در چند ثانیه پایانی عمرشان مجسم میشه

از قضا غذای این دفعه هم پلو قیمه بود

از اینکه دم در ورودی تعداد زیادی از زوار التماس غذا داشتند حالم گرفته شد

بعضی اظهار می داشتند

که

آقا

ما مریض داریم

واسه شفا لطفا یک قاشق غذا به ما بدین

مردم اعتقاد دارند

علما و بزرگان واسه معالجه هر اسهال و شاشبند تشریف می برند لندن

مردم دلشکسته ما یا به پنچره فولاد دخیل می بندند

یا دم دارالضیافه عجز و التماس می کنند

برنج های قیمه این سری پاکستانی بود و به آن اسانس برنج ایرانی زده بود

بهر حال دزدی و تقلب و تدلیس همه جا نفوذ کرده

بنگاه های مذهبی هم سعی می کنند از نهاد های دولتی عقب نمانند

البته بین وزارت خانه های دولتی هم تقلب شایع شده

مثلا

زمانی که وضع کشور بهتر از حالا بود

و

تنظیم خانواده و کنترول جمعیت جز برنامه های وزارت رفاه بود و از سازمان بهداشت جهانی در این زمینه کمک های تشویقی دریافت می کرد

وزارت اقتصاد مدعی بود که این هنر ماست که فشار معیشتی ناشی از تورم و بی کفایتی مدیران اقتصاد مانع افزایش جمعیت شدیم باید بودجه کنترول جمعیت به ما برسد

الان که بر اثر فلاکت مردم

رشد جمعیت کشور منفی شده نمی دونم در راستای فلاکت بیشتر مردمه یا چه سیاست ویرانگری دیگه هست که فقط اسرائیل از آن اطلاع دارد

جهاد فرزند آوردی و افزایش جمعیت وظیفه همه نهادهای دولتی شده است

حتی سایپا و ایران خودرو که بیشتر از جنگ هشت‌ساله کشته و مجروع رو دست کشور گذاشته

واسه فرزند سوم و بعد واگذاری اولویت ثبت نام گذاشته

چون این ناهار با ناهار اولین روز عقدمان می شد دومی

هوس کردیم بریم رواق دارالحجه که محل عقد زوج های جوان است

که قصه آن در در پارت ۲۱ تقدیمتان می کنم

البته

به شرط درخواست شما