سفر مشهد قسمت ۹
صندلی ۱۹ و ۲۲
قسمت نهم
ورود به ترمینال مشهد
ترمینال مشهد با زمان دانشجویی ما خیلی فرق کرده
سعی کرده اند طرح ترمینال جنوب تهران را کپی برداری کنند
از اتوبوس که پیدا شدیم عیال هم که حسب سنت سیئه ترجیح همگان بر حسن ابتدا با عروس حامله افغانستانی وارد مذاکره شد
که
تشریف بیارید منزل ما و هی از این نوع تعارف تیکه پاره کردنها
من هم که به برکت پروستات باید سریع می رفتم دستشویی هی این پا اون پا می کردم تا خوش و بش عیال تموم بشه
گفتم
عزیزم
ممکنه که ساک پیش شما باشد تا من برم دستشویی و بر گردم
فرمود
نمیمیری
چند دقیقه صبر کن
از همین جوان افعانستانی یاد بگیر که چقد هوای زنش را داره
باز شروع به باز تولید همون روضه دیشب با مقداری پیاز داغ بیشتر در خصوص بی کفایتی و بی وفایی من فرمودند
بلاخره تو فضای مدور ترمینال مانند خر عصاری هی دنبال دستشویی می گشتم باز می رسیدم به عیال که با بی حوصله گی روی نیمکت منتظر من نشسته بود
طبقه اول دستشویی نداشت
رفتم برم زیر زمین
دیدم که اسانسور فقط به طبقات مثبت دسترسی دارد
با پله ها رفتم پایین
دیدم دستشویی های ضلع شمالی به علت تعمیرات تعطیل بود و در ضلع جنوبی نیز یک صف مهندسی شده بسیار طولانی تشکیل شده بود
واقعا که
تو صف مراکز اخذ آرای انتخاب ریاست جمهوری که با ورود پزشکیان انتخاب لعاب رقابتی گرفته بود نیز چنین جمعیتی صف نکشیده بود
کاش مسئولین نظام از این موفقیت مسئولین ترمینال الگو برداری کنند و به صفوف انتخابات نیز این سیاست را تسری ببخشند تا چشم دشمنان نظام کور شود
چارلی چاپلین میگه
اگه
به من
یک خیابان
یک پلیس
و
یک دختر
بدین
مم یک فیلم سینمایی تولید می کنم
رضا عطاران همشهری خودم نیز ادعای مشابهی دارند
میگه
اگه
یک دستشویی در خونه حیاط دار قدیمی
بدین
یک سریال صد قسمتی تحویل می ده
من پیشنهاد می کنم
که رضا عطاران بشه
مسئول ستاد انتخابات وزارت کشور
می نونه از شاشیدن مردم صف رای گیری و انتخاباتی پر شور و دشمن شکن و مجلسی پر بار تحویل بده
خلاصه در این افکار انتخاباتی غرق بودم و مثانه ام را که نزدیک به ترکیدن بود
از یاد برده بودم
که با خیس شدن شلوارم فهمیدم که بخودم شاشیدم
ای لعنت به این روزگار
بیشتر از نجس شدن خشتکم از نق و نوق عیال در وحشت بودم و دعا می کنم که به زندانهای مخوف اداره اطلاعات تحت شکنجه خشن ترین بازجو ها بخاطر تشویش افکار عمومی قرار بگیریم
ولی در این حال با عیال مواجهه حضوری نداشته باشم
