سفر مشهد ۷
صندلی ۱۹و۲۲
قسمت هفتم
گرسنه بیرون آمدن از رستوران بین راهی
به سختی می شد در محیط بی سوی رستوران منوی آن را که در طول ماه گذشته چندین بار قیمتش اصلاح شده بود را مشاهده کرد
ولی از گره ای که بر ابروان عیال نقش بسته بود و زیبایی وی را در آن محیط عاشقانه صد چندان جلوه می داد دانستم که باید امشب را هم مث بقیه شبها گرسنه موند
حد اقل باید ۵۰۰هزار تومن واسه دو پرس از ارزانترین غذاها می سرفید که با مزاج وی سازگار نبود
اگر خداوند کریم صیام را از ناهار ظهر تا صبحانه بامداد بعد مقرر می فرمود من دائم الصیام بودم و ماه رمضان و غیر رمضان می تونستم زولبیا بخورم
واسه شما و غاطبه مسلمانان ماه رمضون . فصل پرخوری و افزایش وزن برای مؤمنین
و
زخم معده و عذر پزشکی برای معتقدین است
حضرت صاحب قران ناصرالدین شاه افشار می فرمود
من ماه رمضون را واسه زولبیا دوست دارم
من هم که بخاطر مشاهده گاهگاهی سیمای جمهوری اسلامی فوق العاده فحاش و بی ادب شده ام جمله مناسبی واسه ماه صیام پیدا نمی کنم
اصلا چکار داریم به ماه رمضون
ای زن همیشه ما را از دین و ایمون بیزار می کنه
یک کلام
امساک برای سلامتی خوبه
خدا لعنت کنه اون پدرسگی که رژیم فستیگ و لاغری و از دست خزعبلات را مد کرد
زنها همه از لاغری شکل تابوت شکسته شدند
به ضرب جراحی و بوتاکس معده دهها مداخله دیگر پزشکی همگی شکل گوگوش شده اند
شاه ماهی آواز ایران
بهر حال شاگرد اتوبوس فریاد می زد
مسافرای مشهد
مسافرای مشهد
جانمونی که حرکت کردیم
ما هم گرسنه و زار برگشتیم تو اتوبوس
