سفر مشهد قسمت ۷
صندلی ۱۹ و ۲۲
قسمت ششم
غذای رستوران بین راهی
همه جای دنیا سعی می کنند محیط رستوران که غذا سرو میشه عاشقانه و با نور ملایم و تمیز و با گارسونهای مودب و با وقار باشه که تو این رستوران از آیتمهای جهانی فقط نور ملایم اون هم در حد تاریکی رعایت شده بود
خوشحال شدم که به همت مسئولین وزارت نیرو و نظام شکوهمند با بیکفایتی منجر به ناترازی برق محیط های تاریک نه تنها در رستورانها بلکه در همه کشور رعایت شده و راه بر فعالیت دزدان خرده پاه و خفت گیران و آدم کشان جزئ گشوده و هموار شده است
البته قراره تو این پارت داستان تکلیف غذا را روشن کنیم و دلی از عزا در بیاریم
اما
زمان دانشجویی و فقر
بی پولی مانع ورود مان به رستوران بود
الان هم
دیابت و فشار خون و کبد چربی و کم کاری تیروئید و چاقی و هزار کوفت و زهر مار دیگه به عیال مستمسک داده تا قهر تاریخی اش را با رستوران ها موجه جلوه بده
قناعت مردم قائن به این همشهری شان آپشن خسست داده و بهداشت و گرونی رستورانها حتی داخل شهری و لاکچری را در لیست تحریمها ی ترامپ مانند ایشون قرار داده
راست میگن مسئولین محترم که نباید همه مشکلات را به حساب تحریمها و عدم رابطه با غرب و اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام گذاشت
نمونه صداقت استثنایی مسئولین نظام در این فقره عیال ماست
به هیچ وجه روی خوش به غذای خارج از منزل نشان نمی دهند و با سیاست
فقط تغدیه در منزل
اون هم با آشپزی افتضاح خودش
کلکسیونی از بیماریها را در حقیر ایجاد کرده
یه پسر عموی خدا بیامرز داشت که از قضا همکلاسی دوران دبیرستان من بود و بر عکس عیال خیلی اهل تفریح و رستوران و لباس و خوشپوشی بود
من که همیشه به ایشون حسودیم می شد
خیلی هم خوش مشرب و خوش بیان بود
یه بار بهش گفتم
جلیل
این چه دختر عموی عتیقه ای بود که به ما انداختی
گفت مگه چشه
با دست خالی و دانشجویی ساخته و زنت شده و
اینقد پولدارت کرده ....
حرفش را قطع کردم و گفتم
مرد حسابی
پولداری بخوره تو سر می مغز پوکم
یه بار آرزو دارم بامن بیاد رستوران
گفت
کاری نداره
بهش نگو
برین جاده چالوس که نزدیکتونه
بیاد فردین و گوگوش ناگهان بپیچ برو تو رستوران همسفر و در مقابل عمل انجام شده قرارش بده
من هم رفتم تو فکر
یه نقشه توپ زیرکانه کشیدم
گفتم
بهتره مامانش اینا و بچه ها را هم با خودم ببرم تا به حرمت مامانش مقاومتش شکسته بشه و با رستوران واسه یکبار هم که شده آشتی کنه و حداقل یک وعده غذای درست درمان بعد هز ازدواجم خورده باشم
آقا
هفتصد هزار تومن که اون موقع ها خیلی محسوب می شد و معادل سی درصد حقوقم بود از یک فعالیت اکسترا مفت گیرم آمد
آخه ای لامصب که مث عقرب نشسته بر گنج همه منابع اقتصادی خانواده منجمله کارت حقوقی من را در ید با کفایتشون مصادره به زور فرموده اند و یکی از اهرمهایش در نرفتن به رستوران این بود که حاضر نمی شد پول رستوران را پرداخت کنه و از من هم که از اول ازدواج موفقمان مصادره اموال شده ام قدرت چانه زنی و مقابله ندارم و التماس و خواهش و تمنا هم مشت بر سندان کوبیدن تلقی می شه و تاثیری بر ایشان نداره
خلاصه
با همه تمهیدات خودم شگرد های آقا جلیل خدا بیامرز به اتفاق مقام معظم مادر خانمی و به امید خام حمایت ایشون از جنایتم وارد باغ رستوران شدیم
عیال هم وقتی به نیت پلید من پی برد انقد جیغ کشید و ازار کلامی داد گه مجبور به ترک صحنه جرم شدیم و برگشتیم به خونه و یه نیمرو دبش که قوت قالب ماست رو زدیم به بدن هزار دردم
خلاصه
اگه تونستید حدث بزنید در این مسافرت ما در رستوران بین راهی مورد نظر شام چی کوفت فرمودیم
جایزه دارید
شما بگید.....
