به پرویز
به
پسرم
پرویز
در شرایطی قرار گرفته ایم
که
نمی دانم ما باید رعایت حال شما در تنهایی وغربت و دوری از وطن را بکنیم
یا
شما مددکار و یاور معنوی ما باشی
نمی دونم بنویسم
یا
زنگ بزنم
صحبت کنم
یا
سانسور
کمک بخواهم
یا
کتمان
آمدم زنگ بزنم
و
صحبت کنم تا بتونم انتقال مفهوم را بهتر مدیریت کنم
رد تماس دادید
بهر حال
فعلا می نویسم
واسه خودم کپی بر می دارم تا در موقعیت مدیریت شده تری فوروارد کنم
و
فعلا دیلیت خواهم کرد
دنیا منتظر نتیجه انتخابات آمریکاست
ما هم از این قائده مستثنی نیستیم
نه تنها مستثنی نیستیم که شدیدا متاثر می گردیم
بازار مسکن خیلی وقته قفل شده
دولت سید محرومان که وطیفه اش تولید محرومیت عمومی بود
و
اقتصاد و معاش مردم ایران برایش محلی از اعراب نداشت
فرود سخت هلیکوپتر به پزشکیان شانس بخت آزمایی داد که با ترور مهمان ویژه اش کشور را به ورطه بلاتکلیفی
نه جنگ
نه صلح
و
نه مذاکره
سوق داد شد
ما ماندیم و بازار بلاتکلیف
شرکای جا خالی داده
و
تعهدات به مشتریان
.....
دایی امیر که در سنگر تقاضای طلاق همسرش . بحث مشارکت و تامین سهامش با ما را مسکوت گذاشته
شیربیگی نیز به بهانه جابجایی مرکزش
و
خلف وعده بیمه ها در تامین مطالباتش
و
توسعه مراکز خودش
تعهداتش به پروژه های مشترک با ما را قطع کرده
و
قطره چکانی پرداختهایش را به پروژه های پیمان مدیریتی خودش در تالار و برادرش محسن محدود کرده
و
مامان نیز با استراتژی راه اندازی و اتمام پروژه تالار برای فروش فوری تر
همه منابع مالی خود و پیش فروش پروژه های مشترک را به سمت پروژه های شخصی شیربیگی سوق داد و فتیله سایر پروژه های مشارکت علوی و خیام را پایین کشید و
اکنون باید پاسخ گوی مطالبات عمله و بنا و مالکین و سایر طلبکارها مثل شهرداری و نظام مهندسی و غیره باشد
انقد در استرس تعهدات پروژه ها غرق شده که از سلامت خودش غافل شده و با اینکه بیش از یک سال است از درد توده لگنی رنج می برد تن به درمان نمی دهد و عوارض توده .علاوه بر درد و بی خوابی و تکرر ادراری . ورم یکطرفه اندام تحتانی نیز براش رقم خورده است
آقا مهدی هم در این عروسی و ماتم خر گاییدنش گرفته و عشق هوس الوده پیر دخترک فسایی را بر مصالح خودش و خانواده اش ترجیح می دهد و بیخیال شیادی و خباثت وارثان پروژه عظیمه مرحوم خاک نژاد شده
و
با افرود سر به کوه بیابان و جنگل و کویر گذاشته و از اجتماع گریزان شده
حالا من ماندم و همسری
فرسوده
و
رنجیده
و
بیمار با کوهی از مشکلات که خانواده خودم و خودش ما را بانک قرض الحسنه می دانند و شاید قرض الپس نده
خواهران شش گانه ام که میتوانند مونس دل برادر باشند
یکی از یکی ناتوانتر و مصیبت زده تر
ارشدشان که بعد از فلاکتی طولانی در فقر و نا امیدی و جهل مرد
خاور مان که خاور است
مرض مان با سرطان دست و پنچه نرم می کنو
فاطی و زهرا که بد سرپرست و بی سرپرست به هم گره خورده اند و نوه های مشترکشان را به دنیای بدبختها اهدا کرده اند
معصوم ته تغاری که اسیر اقیانوس متلاطم احمد میر حسینی احساساتی است که فرزندان خودش را نیز در دریای احساساتش غرق کرده
امروز ۲۷ مهرماه ۱۴۰۳ است و دقیقا چهل سال از مرگ برادرم مهدی در جبهه میمک می گذرد
تنها یکی از فرزندان ده گانه پدرم در دوران طلایی پهلوی به آمریکا اعلام شد و شانس فرار از سرنوشت شوم جهان سومی شدن را داشت
که
به وطن برگشت تا با سرطان مرگی زجر آور را تجربه کند
و
برادر ارشدم که بزرگ خاندان ما محسوب می شود کومونی تشکیل داده همه فرزندانش را در مجتمع خود سکونت داده
که
تا دم مرگ به آنها سرویس بدهد و لحظه ای آسایش نداشته باشد
تنها دلخوشی ام این است
خانواده پدری
برای رفع خستگی تفرج و درمان به کرج مسافرت می نمایند
و
در منزل ما اطراق طولانی می کنند
و
مهمانپذیر ممتاز ما می شوند
خوبی خانواده ما این است که در منزل ما میزبان می شوند و تاو قتی اینجا هستند همسرم آشپزخانه را به نها محول می کند
ما معمولا
ظهر ها وقتی خسته و کوفته به خانه می آییم باید گرسنگی و ضعف دیابتی را را تحمل کنیم تا عیال قوتی لایموتی را سفره آرایی کند
اما وقتی مهمانان میزبان صفت به خانه ما می آیند می توانیم بگویم که قسمتی از نانمان با آسایش نسبی خورده خودمان می شود و دلی از عزا در می آوریم
اکنون
خودم
خسته
و
مستاصل
و
درمانده
و
ورشکسته مادی و معنوی
کشورم در فلاکتی چهل و چند ساله با حکومتی قرون وسطایی
فقط از حاصل زندگی ام
تو
نجات یافته ای
و
حدود ۱۰هزار کیلومتر دور تر در ینگه دنیا سکنی گزیده ای
سبیل را دریاب که خانواده سووه تنها راه نجات زندگی منهدم شده ماست
و
ما را
به ورطه فراموشی بسپار
که
تنها باقی مانده نجات یافته زندگی به فنا رفته مایی
نیازی به خودکشی ندارم که این رژیم آشغال گر آخوندی .
ما را
و
آرزوهایمان را کشته
و
کشورمان را به گروگان گرفته
و
کلان سیاستهای جهانی قرنهاست که این سرزمین
ایران
را سوخته
و
فلاکت زده می خواد
بدرودی
شاید
بدون
درودی دیگر
