امام غریب

واسه ما مشهدی ها

بی دین و با دین

کافر و مومن

لات و عرق خور

و

نماز خوان و رو به خدا

فرقی نمی کنه

همه

عاشق امام رضا هستند

هر کی یه نوع عاشقه

یکی عاشق صفا

یکی زرق و برق معماری

یکی کفتراش

یکی دل شکسته و شکست خورده در عشق

یکی مریض دار و طالب شفا

و

خلاصه و خلاصه

همه و همه ما مشهدی ها امام رضا را صاحب خونه خودمون می دونم و حرمتش را دلی نگه می داریم

اما

از آنجا که افت و نحوست سروران به همه ارکان زندگی ما تر زده است

امروز

من پیرمرد

بچه محل امام رضا

را به حرم راه ندارند

گفتند

باید خانمت چادر داشته باشه

اخه

من خودم از دیدن عیال حالم به هم می خوره

شتر با بارش تو مانتو گل و گشادش گم میشه

کی گفته مهمان امام رضا باید چادری باشه

ای امام رئوف

ای ضامن آهو

دل مهمان همشهریت را شکستند و به حرمت راهش ندادند

به جدت در مدینه شکایت کنم

یا

خدایت در آسمان

ای الله

ای رسوالله

خادمان مرا از بارگاه رضویی راندند

در روز شهادت حضرت علی

عرض تسلیت

مرا اجازه ابراز به فرزند غریبش ندادند

بغض گلو

و

اب دیده ام

زبان شکایتم را الکن نموده است

آری

سال ۱۴۰۴ را با قهر از امام رئوف آغاز می کنم

ای امام رضا

تا خودت

و

ایران را از اسارت این ظالمان رهایی نبخشی

دیگر به حرمت نخواهم آمد

بر می گردم به غار غربت خودم در کرج

غریبانه اشک خواهم ریخت تا حاجتم را روا کنی

حسن خاوری

بهار خزان زده ۱۴۰۴