عرفان تاکسیک

در تعریف

به وصول به حقیقت

بدون اتکاه به عقل و حواس پنچ گانه که خطاپذیر می باشند

مفهوم

عرفان

خلق می شود

از راه سیر و سلوک در فراموشی هوای نفس

و

ذوب شدن در حقیقت هستی

به

کشف و شهود

می رسی

و

آن می بینی که

اصل هستی

هست

یادش بخیر

یه همکلاسی شکوفه نام در دانشکده پزشکی کرمان داشتیم که با لهجه شیرین کرمانی کنفراس بیولوژی می داد

و

این جمله اش که

تو هسته . هستک . هسته

در ذهنم تداعی شد

که

ربطی به این مطلب نداشت

باری

از آنجا که این کمینه دهری مسلک و ماتریالیست مرام هستم . هرچه بیشتر سعی می کنم مفهوم عرفان را درک کنم کمتر متوجه می شوم

و

چون که دانش آموخته رشته پزشکی بوده ام

و

بدون روش تحقیق علمی و آکادمیک نمی توانیم ادعایی را تایید و یا رد کنم

در فقره عرفان

که

بدون اتکا به

حواس پنچ گانه و عقل.

انسان می تواند ره بجایی که شاید حقیقت باشد ببرد

آمدم و سعی کردم

که

عرفان نامفهوم برای خودم را با عشق ترکیب کردم و بجای معشوق

سرو قامت (ژگانتیسم)

و کمند گیسو(هالوسینشن)

و

ابرو کمون (هیرسورتیسم)

و

مه چهره(مون فیس مسمومیت کورتون)

و

....

همین والده آقا مهدی خودمون

را جایگزین کردم

اگر بخواهم به انتخابی غیر عقلانی که من را به قله رفاه مادی و معنوی رسانده

و

دو فرزند نابغه به من اهدا فرمودده را نام ببریم که در عالم واقعیت هم متاسفانه حی و حاضر است

همین حضرت عیال هست و بس

بجای تکه پاره کردن تعارفات در پای بت و صنم و الهه و معبود و غیره

به سروده

دکتر عبدالمطلبی

مبصر کلاسمون

مصلحت دید من است که یاران همه را

بگذراند و سر زلف نگاری گیرند

یا عیال

خلصنی