تبعیض خری

یادش بخیر

یه دوست داشتم

اسمش سید محمود بود

خدا بیامرزش

همه چیزش از من سر بود

خوش اخلاق تر

زیبا تر

با خدا تر

ورزش کارتر

و

مهم تر از همه

دارای دختر

این تر آخری دیگه لنگه نداشت

من فقط دو تا پسر داشتم

محمود

دوتا پسر بعلاوه یک

دختر

یک عطیه الهی

اتفاقا اسمش هم عطیه بود

عطیه السادات

خیلی زیبا

با هوش

و

دوست داشتنی

نگاه دقیق و ظریفی به همه چیز داشت

از جمله

به

حقوق حیوانات

که

درمورد بعضی از حیوانات ظالمانه نقض شده است

مثلا

سگ ها

و

گربه ها

ممکن است ولگرد باشند یا به سرپرستی گرفته شده باشند

که

هر دو صورت آن بهتر از

خر

بودن است

خر بیچاره

نه می تونه ولگرد و آزاد باشه

مگر اینکه لباس راه راه گور خری تنش کنه و مث زندانی های فراری بزنه به دل طبیعت

تازه

اونجا هم واسه

گرگ

و

پلنگ

و

سایر حیوانات درنده

میشه

ناهار چرب و چلی

ای بابا

ای چه شانس خری است

سر به راه و اهلی باشی

باید

بار سنگین بکشی

راه راه و فراری باشی

خوراک درندگان می شی

خلاصه

عطیه جان

که دختر استقراضی من هم هست

دید زیبایی به دنیای حیوانات داره

از وقتی که مشکلات الاغ را توضیح داده

خیلی با الاغ احساس هم ذات پنداری می کنم

باید مث خر کار کنم

و

چوب بخورم

شانسی هم برای خوشی به من داده نشده

دخترم عطیه

نمی دونم مرا خر کرد

یا اینکه

چشم منو به روی خودم باز کرد

نتیجه نهایی فرقی نمی کنه

گفتا ز که نالیم

که

از ماست که بر ماست