نوبت کولونوسکوپی

به همت دوستم دکترحبیب الهی

چند روز پیش یکی از دوستانم زنگ زد

و

گفت

حسن

میخام با کسری از حقوق پرسنل بیمارستانمان منشأ خیری بشم و واسه شون زمین بخریم و ساخت و ساز کنیم

چه کمکی از دستت بر می یاد

گفتم

راستش با این نون و ماست ها کسی خونه دار نمی شه

اون زمان شاه فقید بود که کارخانه ها و بیمارستان‌ها می تونستند واسه پرسنل شون تعاونی مسکن تشکیل بدن و خونه سازمانی در اختیار شون قرار بدن

روز بعد با دو سال تاخیر رفتم واسه کنترول سالانه

پولیپ روده ام

نوبت ویزیت آندوسکوپی بگیرم

دیدم باید اینترنتی و از سایت نوبت بگیرم و ۶۰۰نفر جلوتر منند

حالا حالا ها نوبتم نمی شد

زنگ زدم به رفیقم که دنبال مسکن واسه تعاونی بیمارستان شون بود

لطف کرد

و

خارج از نوبت پذیریش شدم

و

امروز آماده سازی روده هایم با مسهل و آب فراوان صورت پذیرفت

راستش

این مطالب را من برای فردا شب دارم می نویسم

آلان با اجازتون تو سردخانه بیمارستان ضداخل یک کاور مشکی بسته بندی شدم برای انتقال جنازه به مشهد

عیال و پسر ارشدم دارند تلاش می کنند

تا با حد اقل هزینه

هزینه تشریفات انجام بشه

به پسر کانادایی ام هم زنگ زدم

و

گفتم

پدرجان

داره فاصله تو و ثروت به حد اقل می رسه

گفت

باباجان

تو کرونا که از

آی سی یو

زنده در رفتی

اینقد ما رو الکی امیدوار نکن

حالا نمی دونم واسه مراسمم می تونه بیاد یانه

به انحصار وراثت که مطمئنم خود شو می رسونه

دیشب که زنده بودم به عیال گفتم

حالا که قراره ارتحال غیر ملکوتی داشته باشم

اولا

جنازه ام را ببر مشهد

بده سالن تشریح دانشکده پزشکی

خودم که تو پزشکی درخششی نداشتم

پنچ سال پشت کنکور بودم و تو رزیدنتی هم توفیقی رفیق ما نشد

با پزشکی عمومی کارمند بنیاد شهید شدیم و ۵ساله که باز نشست شدیم

اگه خودم نتونستم به طب خدمتی بکنم

جنازه ام موثر تر می تونه تو موزه آناتومی به آموزش دانشجویان پزشکی خدمت کنه

آخه ما ۴۴ساله که با دنیا قهریم و مرگ به این و آن می گیم

پس بهتره به آرزو ها مون هم بعد از مرگ دست پیدا کنیم

الان دوره انتظار برای تحقق آرزوی مسکن دار شدن مردم ایران بیش از هشتاد سال است

یعنی بیست سال بیشتر از دو دوره خدمت تا بازنشستگی

همون خونه آخرت

تازه

واسه من که قرار است جنازه ام تو موزه آناتومی نخ نما بشه خونه گور هم دست نیافتنی است

خواسته دوم

از عیال و فرزندان و ورثه مفت خورم اینه که

از آنجا که به علت زندگی دانشجویی و فقر و گرفتاری مترتب بر آن نتونستم جشن ازدواج واسه خودم بگیرم

دوست دارم بجای مجلس ختم متعارف و بیهوده و ظاهرا غمگین

یه جشن عروسی مفصل با بریز و بپاش اسراف آمیز در یک تالار غیر مجاز برگزار کنید

و

رشوه اماکن و سایر مزاحمان شادی را کارسازی کنید

و

چند شبانه روز

جشن و پایکوبی کنید

و

به مطرب و ساقی پول و انعام فراوان بدهید

و

هیچ آخوند مرده خوری را دعوت نکنید

اینها دنیای ما را سیاه کردند

بگذارید مرده ما از طمع اینها در امان باشد

تنها دغدغه من پس از مردن عدم بهشت نیست

فقط خوفم این است که اگر به جهنم بروم بدتر از عذاب الهی همنشینی با آخوند هاست که اکثریت اهل جهنم را تشکیل می دهند

خدایا

دو عذاب بر ما مپسند

دنیایمان را آخوندها تیره و تار کردند

اخرتمان را هم جواری

با آخوندها

در جهنم قرار مده