گربه متتهی به ۱۵ تیر۱۴۰۳
گربه
شانس پدیده ای است که انسان و حیوان نمی شناسد
حتی
دو گربه هم می تونند از شانس متفاوتی واسه زندگی بر خوردار باشند
یادمه در سکانسی از فیلم سربداران
زن شیخ حسن جوری سر اسبش در در آغوش گرفته
و
نوازش می کرد
از دوستم پرسیدم
حمید
دوست داشتی جای اسبه بودی
و
هنرپیشه زن زیبا تو را نوازش می کرد
دوستم گفت
ای حسن جان
ما که شانس نداریم
اگه اسب هم بودیم
مرکب طوغای می شدیم
تازه اون هم یه تفاخر و ابهتی داشت که طوغای را سواری می ده
من می شدم بدل اسب طوغای
هر جا تو صحنه فیلم برداری قرار بود اسبی سقوط کنه یا کشته بشه
نقشش را به من می دادند
راستش اون موقع عمق حرفهای حکیمانه دوستم را درک نکردم
اما
امروز صبح که رفته بودم پیاده روی
تو خیابان پشت پنجره یک خونه ویلایی
یه گربه به حالت ملتمسانه ای به پوزیشن گربه ای نشسته بود
از داخل خونه نیز گربه ای خوشگل و ملوس و مغرور با ناز اطوار نشسته بود و به میو گفتن گربه ولگرد بی سرپرست محل سگ هم نمی داد
خیلی دلم به حال گربه خیابانی سوخت
نه جایی
نه مکانی
نه صاحب و حامی
هر از گاهی نیز سگ های خونگی و سرپرست دار که با قلاده لوکس صاحبشان را همراهی می کنند
برای تفریح و ورزش به طرف گربه های گذری حمله و پارس می کنند و زهره این بیچاره ها را که در حین فرار از درختان و ارتفاعات بالا می روند تا جای امنی پیدا کنند را آب می کنند
تبعیض طبقاتی فقط بین انسانها نیست
حتی
گربه ها هم مشمول این ظلم طبقاتی هستند
درسته که جامعه پیشرفت داشته و فرهنگش ارتقا یافته و دغدغه های زیست محیطی و حقوق حیوانات در رقابت های انتخاباتی نیز تاثیر گذار است و یک آیتم مهم منسوب به کاندیدای پیروز محسوب می شود
ولی
متاسفانه
در جامعه ما که در حین عبور از
سنت
به
مدرنیته
به خودش ریده
حقوق حیوانات که هیچ.
افراد تحت تعقیب دادگاههای حقوق بشری که به جنایت علیه بشریت متهم هستند
از صندوق های معجزه گر پیروز انتخابات معرفی می شوند
و
برای تعیین جانشینشان
رقابت
بین
سگ زرد
و
شغال
به سخره گرفتن دمکراسی و انتخابات را رقم می زنند
و
غافل از اینکه روح انتخابات عدم تمرکز قدرت در دست یک فرد است
نه
تعیین نوکر
و
تدارکات چی برای اون فرد
ببین صحبت سگ و گربه دیالوگ ما را به کجا کشاند که انگشت به لانه زنبور می بریم
و
ساچمه
می طلبیم
درود بر
قهرمانانی
که بازیچه شیادی سیرک مهندسی شده نگرده اند
به ما درس آدمیت داده اند
درود
درود
درود
تقدیم به همسرم که محکم به سیرک انتخاب نه گفت و حاضر نشد دلقک بی مقدار و کتک خورده آن باشد
