۷تیر یه روز به انتخابات
ای ایام بحث مهم روز واسه بعضی ها
کردن یا نکردن ه
لطفا ذهنتان را تطهیر کنید
اولا عرض شد بحث مهم روز
پس ربطی به عملیات شبانه نداره که شبهای جمعه اوجش محسوب میشه
فعلا
کاسبان تحریم بلایی سر ملت آوردن
که
شب جمعه
که هیچ
شب زفاف
هم بی مفهوم شده
اصلا
کو
ازدواج
تا
زفاف فعلیت پیدا کنه
بلایی حاکمیت سر ملت درآورده که همه منفعل و شاید مفعول بودن را امن تر می دانند
راستش
منظور من از
کردن
یا
نکردن
شرکت در سیرک انتخابات ه
یکی از دوستان خوش قلب و ساده دلم بنام آقای دکترشیربیگی پستی را در گروه پزشکی ۶۸ فوروارد کرده بود
که
خواست اکثریت مطلق جامعه را که تحریم ۸ تیر است را به چالش کشیده بود
با
این عنوان که
تحریم هیچ گاه موثر نیست
و
مثالهای نغزی را هم ذکر کرده بود
من از ایشون سئوال کردم که
خرداد ۷۶
که همه با رای به خاتمی
نه
به کاندیدا دیکتاتوری یعنی
ناطق
نه
گفتند
چه نصیب ملت شد
ظریفی
شیوا تخلص فرمودند
دستاورد مهم
دو خرداد ۷۶
این بود که
مردم فهمیدند که
احمد خاتمی گوهی هست که بوی گوه می دهد
ولی
محمد خاتمی
گوهی هست که ادکلن زده باشد
و
این کم دستاوردی نیست
و
این لطیفه شیوا مرا برد به عهد جوانی و خاطراتم از ادکلن که ذیلاً
تقدیم می گردد
دیگه ادکلن نمی زنم
یعنی راستش از اول هم نمی زدم
سال ۶۹ که تازه ازدواج کرده بودم عیال یه دست کاپشن شلوار اوشین که اون زمان مد بود با یه ادکلن گامبیت واسم کادو گرفت
تو کلاس بعضی از دخترهای ۶۸ی بهم می گفتند
گوسفندو
و
چون
بوی
ادکلن گامبیت
می دادم
و
کمی تا قسمتی هم چاق تشریف داشتم
بعضا
گامبو
خطاب می شدم
از اون به بعد من دیگه کابین شلوار اوشین و ادکلن را تحریم کردم
اما چند وقتی هست که آبی زیر پوستم رفته
مث تازه به دوران رسیده ها با ادکلن دوش می گیرم
اما چون فعالیت بدنی زیاد دارم و مث کارگرهای افغانی دائم توی پرژه های ساختمانی هستم عرق بدنم و بوی ادکلن ترکیب می شود
و
بوی
احمد خاتمی گرفته ام
شیوا جان
با این تذکر سازنده و مفیدت
مرا به رعایت بهداشت
و
دوش روزانه
دعوت نمودی
هرچند که فوبیا از حمام و آب گریزی من داستان جداگانه ای دارد
که
در صورت
درخواست
دوستان ابراز خواهم نمود
گر چه همین متن هم چون طولانی است کسی نخواهد خواند
