دیگه

ادکلن

نمی زنم

یعنی راستش از اول هم نمی زدم

سال ۶۹

که تازه ازدواج کرده بودم

عیال یه دست کاپشن شلوار اوشین که اون زمان مد بود با یه ادکلن گامبیت واسم کادو گرفت

تو کلاس بعضی از دخترهای ۶۸ی بهم می گفتند

گوسفندو

و

چون

بوی

ادکلن گامبیت

می دادم

و

کمی تا قسمتی هم چاق تشریف داشتم

بعضا

گامبو

خطاب می شدم

از اون به بعد من دیگه

کابشن شلوار اوشین

و

ادکلن را تحریم کردم

اما چند وقتی هست که آبی زیر پوستم رفته

مث تازه به دوران رسیده ها با ادکلن دوش می گیرم

اما چون فعالیت بدنی زیاد دارم

و

مث کارگرهای افغانی دائم توی پروژه های ساختمانی هستم

عرق بدنم

و

بوی ادکلن

ترکیب می شود

و

بوی

احمد خاتمی گرفته ام

شیوا جان

با این تذکر سازنده و مفیدت

مرا به رعایت بهداشت

و

دوش روزانه

دعوت نمودی

هرچند که فوبیا از حمام و آب گریزی من داستان جداگانه ای دارد

که

در صورت

درخواست

دوستان ابراز خواهم نمود

گر چه همین متن هم چون طولانی است کسی نخواهد خواند