هندوانه سر بسته

ای روزها زیاد یاد مادر خدا بیامرزم می افتم

با وجودی که از ده فززندش همه به مرحوم پدر رفتن و مذهبی و طرف دار امام راحل بودند اون خدا ببامرز ذهنی روشن

و

متفاوت

و

برعکس ما داشت

البته من حالا می گم روشن و بقول انگلیسی ها

OPEN MINDED

,اون موقع ها که من نادان و مذهبی بودم دلم برای مادرم می سوخت چرا اینگونه با دین و مذهب زاویه دارد

از جو مذهبی خانواده ما همین بس که یکی از برادرانم طلبه بود

و

این کمینه به اتفاق چند تن از همکلاسی های نادان انقلابی ام نزد ایشون دروس طلبگی را همزمان با دروس جدید تلمذ می نمودیم

و

پی می بردم که

مصدر اصل کلام است و از او نه وجه باز می گردد

و

....

بهر حال در این جو خانوادگی مادرم در زمان پهلوی و اوایل انقلاب اخوندها را مفت خور و مذهبی ها را کم عقل می دانست

و

چون زنی اقتدار گرا و سلطه گر بود

پدرم

را یارای مقابله با ایشون نبود

و

با بی محلی

و

لجاجت ۹۰ درصد اوقات فراغتش را به قول مادرم تو مسجد دنبال کون اخوندها سپری می کرد

خود خدابیامرز مادرم می گفت

حیف که از اتش خاکستر به عمل می اید

و

همه بچه هایش مانند مرحوم پدر بی عرضه و مذهبی بار امده اند

بهر حال

با سخت گیری

و

انضباط اهنین مادر

همه برادران و خواهرانم با وجهه اجتماعی و اقتصادی متوسط به بالا رهسپار زندگی های خود شدند

محله ما بحراباد که در حاشیه مشهد قرار دارد از محلات جرم خیز محسوب می شود مکانی برای نمایش اقتدار نیروی انتظامی و قوه قضاییه است

به قسمی که دار زدن مجرمین در ملائ عام و خیابان گردانی اشرار و بچه محله هایمان قسمتی از خاطرات کودکی ما را تشکیل می دهد

محله ما جمع اضداد بود

هم بیشترین بسیجی و شهید نسبت به جمعیت را داشت

هم بیشترین زندانی و اعدامی

خدا رحمت کند شهید شیخ غلامحسن گذری را که روحانی محل و انسانی وارسته و با نفوذ بود که در شکل دهی فرهنگ انقلابی محله مان نقش به سزایی داشت

و

اصغر مینا و برات روس و ....که در جرم خیزی منطقه ما را سرامد مناطق مشهد کرده بودند

در این جو مادر مرحومم نقشی مردانه و تهاجمی و جنگ طلب را انتخاب کرده بود و با زبان سیلی و ادبیات ناسزا هاله ای از وحشت را در اطراف خود پدید اورده بود

به قسمی که من و سایر برادران و خواهرانم هر چی کتک نوش جان کرده ایم از دست مبارک مادرمون بوده و هیچ وقت خشونت و تلخی را از پدرمان تجربه نکردیم

مرحوم پسرخاله ارشدمان افسوس می خورد که کاش مادر ما دایی اش بود تا خاله اش

و

این ارزو بیان گر روحیه تهاجمی و مرد سالارانه ان مرحومه مغفوره بود(مادرمان)

همانگونه که مادرمان پیش بینی کرده بود هیچ کدام از فرزندانش سهی از خلق و خوی و همیت مادری نداشتند

و

از بخت سیاه این کمینه همسرم که چند صباحی را با مادرم گذرانده بود خلق و خوی مادرم را بر گزید

امام خمینی

می فرمود

من نه تنها یکبار

بلکه

بارها

در وجود

ایت الله منتظری خلاصه می شوم

و

به همین قائده عیال این کمینه مرحوم مادر را در جیب ساعتیش جا می دهد و به مراتب از ایشون پرخاشگر تر و مدبر تر می باشد

به

قسمی که

فرزندان که هیچ

حتی

پیمانکاران

و

کارگران افغانستانی شاغل در کارگاهها مون از عیال مث سگ می ترسند و حساب می برم

من که جای خود دارد

و

اصلا محلی از اعراب ندارم

من مفهوم این جمله سید محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاحاتی را که می فرمود

ما فرهنگ

استبداد زده

داریم

را درک و لمس می کنم

دیکتاتوری ارثیست

و

با فوت مادرم به همسرم ارث رسید

و

ما همچنان گرفتار دیکتاتوری هستیم

از

نسلی

به

نسل دیگر

مقصر کیست؟

شما قضاوت کنید

اری

ازدواج هندانه سربسته ایست

که تخم دیکتاتوری را در درون خود به نسل های اینده اهدا می کند

و

مایم

و

سیاهی همیشگی دیکتاتوری