قورمه سبزی

اگه فاصله مشهد تا کرج تا ده برابر کنی

میشه

فاصله کرج تا کانادا.

خوب به ما چه ؟

همه این مطلب را می تونند تو گوگل سرچ کنند

اما قصه ما مربوط میشه به

تقاص طبیعت

وقتی ما ازدواج کردیم عیال مربوطه به

لطائف الحیل

تدبیری اندیشید تا این کمینه را به اندازه یکی از اقطار ایران از مامانم دور کنه

یعنی هزار کیلومتر

اما پسرم با مهاجرت به کانادا رکود زد و بیش از ۹هزار کیلومتر از مامانش فاصله گرفت و غربت گزید

بهر حال

زندگی ما در غربت

کرج

بدور از خانواده پدری و مادری . هیچ رفت و آمد و سرگرمی ندارد تا اینکه بلاخره بعد از سی و پنچ سال یکی از دوستان دوران کودکی عیال چند روزی تشریف آوردند

کرج

منزل ما

عیال گل از گلش شکفته شد و حال خیلی خوبی پیدا کرد

با دوستش گل می گفتند و گل می شنوفتند

اینجا بود که طبع حسود و انتقام جوی حقیر شعله ور شد تا کمی از این خوشحالی عیال بکاهم

و

اندکی کیف و حال نصیبم گردد

امروز که می خواستیم بریم بیرون

حضرت عیال از دوستش پرسید

مریم جان

ناهار چی دوست داری

مریم گفت

میترا جون

تو اشپزیت همیشه عالی و بی نظیر بود

یادمه بهترین قرمه سبزی فامیل را تو درست می کردی و کلی تعریف و تمجید از هنر آشپزی عیال کرد

به من اگه

کسی .

کارد

بزنه

راحت ترم تا از عیالم تمجید بشه

داشتم خودم را می خوردم

و

فشار خونم را که بالا زده بود

با

سر درد

احساس کردم

گفتم

فک کردید

دارید منو جیزک

می دین

خلاصه

قرمه سبزی برای اینکه جا بیفته باید چندین ساعت روی شعله کم بمونه تا حسابی رنگ و بو پیدا کنه

منکه طبق معمول

همیشه باید ده ها دقیقه بیرون تو ماشین منتظر باشم تا اینکه عیال تشریف شون را بیاورند

و از این معطلی آزار دهنده من

عیال

حض می فرمایند

من هم که تو ماشین داشتم نقشه می کشیدم که تقاص کنم و با حالگیری از عیال کمی از حال بدم کاسته بشه

...

وقتی عیال با تکبر و تبختتر به

من

امر کردند که

حسن

برو موبایلم را جا گذاشتم

سریع بردار بیار که مریم خانم معطل نشه

منکه مشغول تهیه نقشه های انتقامی بودم

گفتم

چشم

آمدم قبل از اینکه موبایلش را بردارم با اینکه هیچ کس خونه نبود

یواشکی

شعله گاز را زیاد کردم

و

....

وخودتون حدس بزنید که چی شد

ظهر که آمدیم

از تو خیابان بوی سوختگی غذا مشام را آزار می دید

و

البته

من را نه تنها آزار نمی داد

بلکه کلی از اینکه عیال جلوی دوستش خراب شده

ته دلم حض می کردم

و

ظاهرا خودم را

نا خوشنود نشان می دادم

خدای نکرده

اگه توطئه ام بر عیال مکشوف گردد

مانند افسران کودتای نوژه به چوخه اعدام سپرده می شدم

و

...