ضربه مهلک

وقتی مدت طولانی با کسی هم خونه باشی به نکات ضعف و قوتش واقف میشی

منکه خدا لطف کرده و بیش از ۳۵ ساله که هم اتاقی عیال نصیب مون شده از این قائده مستثنی نیستم

نظر به اینکه عیال از جمیع جهات از این کمینه سر تر محسوب میشن پس دیگه نمیشه عنوان همسر را در مورد ایشون اتلاق کر

همون هم اتاقی با مسمی تر و به حقیقت نزدیکتره

امروز در رکاب ایشون و مادر بسیار محترمه شون رفتیم واسه عیدشون میوه ابتیاع کنیم

علیاحضرت

یعنی مادر هم اطاقیم تا امروز مشهد تشریف داشتند

و

دیشب ساعت ۳بامداد رفتم راه آهن کرج و مخدره را آوردم منزل

و

الان هم وظیفه تامین شیرینی و میوه و آجیل عید ایشون در ذات من حک شده بود

تو مسیر یه زمین ۱۱۵۴ متری هم واسه تهاتر سراغ داشتم که عیال موافقت فرمودند از اون زمین هم بازدید داشته باشند تا موافقت یا مخالفت شون را با معامله اعلام کنند

من هم بعد از ۳۵سال هم خونه بودن با ایشون بلدم که چطوری نظرم را از زبون ایشون استخراج کنم

کافی است تا من با چیزی موافق باشم که هم اتاقی مخالف صد درصد باشند

اصلا سوژه امروز زمین مذکور نبود

بلکه چون تو مسیر حال منو گرفته بود تصمیم داشتم که به شیوه مناسب تلافی کنم

هم اتاقی را گذاشتم منزل و به اتفاق مامانش اینا رفتیم تا خرید ها را براشون ببرم بالا و در بالکن مستقر کنم

موقع برگشت دیدم که همسایه داره به سوپور محل عیدی می ده

من هم فرصت را غنیمت شمردم و پانصد هزار تومن به کارتش با موبایلم واریز کردم و حسب عادت مالوف و وظیفه ذاتی تراکنش را واسه عیال فوروارد کردم

رفتم دنبال بقیه کارها که عیال زنگ زد

حسن

چرا پانصد هزار تومن به سوپور محله عیدی دادی

من عرض کردم

ارباب جان

من میخواستم پنچاه هزار تومن بریزم

گفت

خاک بر سرت

یه صفر زیاد زدی و پانصد ریختی

من هم همچنان تجاهل می کردم و از عصبانیت ناشی از این ضربه مالی که به عیال زده بودم لذت می بردم

آخه ایشون پول به جونش بسته شده و کسی نمی تونه یک قرون ازش کمک بخواد چه برسه به ۵۰۰هزار تومن

هر چی ایشون بیشتر جیز و پرک می زد

من بیشتر ته دلم غش می رفت و ظاهر خودم را ناراحت و ترسیده نشون می دادم

و

طی این سالها طولانی هم اتاقی بودن با ایشون بیشترین مهارتی که برای حفظ جانم آموخته ام

تظاهر و فیلم بازی کردن

بوده

و

آنچنان طبیعی خودم را ناراحت نشان دادم

که قسمتی از آلام ایشون کاسته شد

و

الا باید علاوه بر ۵۰۰هزار تومن از دست رفته

هزینه سکته قلبی و مغزی هم اتاقی هم به اقتصاد خانواده تحمیل می شد

و

من

به اون حد از تلافی هم راضی نبودم