۲۰فروردین ۱۴۰۲ پنچاه هفت سالگی
واسه من که عید نوروز و جشن تولدم تلاقی پیدا کرده
موجب سر در گمی و سر گیج ام گشته
البته گیجی که بیشتر مولود تولدم بوده تا تاریخ تولدم
بهر هر حال اینکه توهم داشته باشی که کل ملت ایران بخاطر تولد اول فروردین تو جشن نوروز را بر پا می کنند خودش یه معضل دیگه است
فقط نمی دونم بابت قصور تکلیف
در تعیین
شعار سال
مورد عتاب و مواخذه افکار عمومی واقع می شم یا نه
البته افکار عمومی و حقوق شهروندی و اینگونه مطالبات سالهاست که پشم تلقی می شود جای پاسخ گو و مطالبه گر خیلی وقته که دگرگون و برعکس شده است
بهر حال ۵۷ ساله شدم و با اینکه از عدد ۵۷ متنفرم الان که تو باغ فاتح کرج قدم می زنم اوضاع سمعی و بصیری با سالهای گذشته خیلی فرق کرده است
تعداد خانمهای بی حجاب و شل حجاب و ضد حجاب که حجاب را اسارت می دانند نه مصونیت خیلی افزایش یافته و اگر داغ و درفش گزمه ها نباشه اکثریت مطلق را از ان خود می کنند
و ای خانمهای چش سفید اگه که با ساچمه و گلوله
چش سرشون را در بیاری
باز هم چشم از حقوق حقه خود و اینده روشن شون بر نمی دارند
گوشه ای از پارک ۱۰ الی ۱۵ نفر دخترکان نو جوان را می بینی که مشق بوکس می کنند
یا العجب
حسب قائده فقهی
لاضرر و لا ضرار فی السلام
که اوایل انقلاب اسلامی
بوکس
برای اقایان هم ممنوع بود و فدراسیون مشت زنی منحل شده بود
ولی حالا موتور نیروی انتظامی با ترک نشین از کنار مردمی که به تماشای مشق بوکس دخترکان نشسته اند چنان با احتیاط عبور می کند که گربه شاخش نزنه
بابا همه چیز وارنه شد
در ورودی پارک تابلویی مخدوش شده نصب گردیده که اوردن حیوانات را ممنوع کرده است
ولی خیلی ها مشغول سگ گردانی هستند و سگشان هم وقعی به این ممنوعیت نمی گذارند و بقول ضرب المثل معرف
محل سگ هم نمی گذارند
که نمی وانم معنی این ضرب المثل چیه؟
از سگهای هاسکی گنده چش رنگی گرفته تا سگهای مینیاتوری ازادانه جولان می دهند و گربه ها نیز به عنوان حیوان بومی نیز ازادانه و بلا مالک تردد دارند
میگن وقتی بز گاندی قوانین انگلستان را نقض کرد پیامش این بود که
بی خیال سرکوب و استثمار هند باشید و و دیگه نمی شه ازادی ملتی را با سرکوب و زندان تحدید کرد
معمولا سگ ها از گربه ها فرار می کنند
اما
من به چشمان گناهکار ناشی از ملاحظه بانوان بی حجاب داخل پارک
خودم مشاهده کردم
که یه گربه با گرفتن گارد دفاعی گربه انه اش داشت پارس یه سگ کوچولوی قلاده طلایی را به سخره می گرفت و سگ را مجبور به عقب نشینی و پناه برون به اغوش صاحب و ارباش نمود
حالا دیگه گربه ها هم از سگ ها باکی ندارند
چه برسه به
دخترکان از گزمه ها
بهر حال ساعت ۱۷ و ۵۸ دقیقه شده و افتاب داره غروب می کنه و مناجاتی که از بلند گوی مساجد در این غروب ماه رمضان پخش می شه سعی می کنه که معنویت دور سفره افطار زمان کودکی ام را تداعی کند که موفق نمی شود
دریغا که پدر و مادرم فوت شده اند و از روزه و سفره افطاری اثری نیست
سالهاست که کسی روزه نمی گیرد و استعمال دخانیات و شرب و اکل در ملا عام روتین شده و رمضانی نه در ماههای قمری محلی از اعراب دارد و نه دیگر کسی حاضر می شود نام پسرش را رمضان بگذارد
بدرود رمضان
خدا حافظ دیانت عین سیاست
زنده باد
زن
زندگی
ازادی
