شکست شیرین ۲۸بهم ۱۴۰۱
تاریخ امروز
خورشیدی
۱۴۰۱/۱۱/۲۸
جمعه - ۲۸ بهمن ۱۴۰۱
میلادی
2023-02-17
Friday - 2023 17 February
قمری
۱۴۴۴/۰۷/۲۶
الجمعة - ٢٦ رجب ١٤٤٤
برج فلکی
انسانها معمولا بیشتر راجع به موفقیت ها و پیروزی های خود لاف سخن می رانند
نه اینکه لزوما لاف بزنند
بلکه اگه کسی هم اهل لاف زدن نباشه مستمع برای حوادث عادی و روزمره وجود نداره
کدوم ادم سلیم العقلی وقتشو حروم چیزهای بیخود می کنه
همه دنبال این هستند که با فاتحان و پیروزان هم ذات پنداری کنند تا بی عرضه گی و معمولی بودن خودشان را به بوته فراموشی و نسیان بسپارند
ولی خوب
ما که مث یاسر عرفات سلطان فاتح هیچی هستیم. چه خاکی تو سرمون بریزیم تا جلب مخاطب کنیم
یکی از شگرد های من در این زمینه این است که از شکستهایم به عنوان امتیاز استفاده و مخاطبم را مجاب به هدر دادن وقتش برای این خواندن اراجیفم کنم
بهر حال درسته که من همیشه متحمل شکست مفتضحانه می شوم ولی هر شکستی یه هدیه به طرف مقابلم هست که او را پیروز میدان تلقی می نمایم
پس می توان گفت که
در هر نبردی
دو حالت برد و باخت
قابل تصور است
و تا بازنده وجود نداشته باشد برنده ای در کار نیست
به هر حال
یه پند حکیمانه هست که میگه
به دوستانت نزدیک باش
به دشمنانت نزدیک تر
با تلفیق این تفسیر و پندار من جز عیال کسی را برای معاشقه و دوستی و صد البته دشمنی سراغ ندارم
همیشه شکستهایم از وی وجه دوم پیروزی درون خانوادگی بوده و باز هم برنده خودم محسوب می شدم
مثلا
اول اشنایی مان ایشون اصلا به اشنایی مان فرصت عرض اندام ندادند و با صیغه عقد عجولانه راه را بر اشنایی مسدود فرمودند
خوب یه دانشجوی ترم یک که بنده باشم چه به ازدواج با یه دانشجوی سال بالایی
خوب این ازدواج که شکست حتمی را باید از ان انتظار داشت به شکست دوم یعنی شکست در پیشگیری از بارداری .خاصه در هنگام عقد. مزین گردید
حالا
دانشجو باشیم
متاهل باشیم
با وجود سقط فرزند سوم پس از شکست همه راهکاری پیشگیری از بار داری به اختگی تن بدهی
باز هم خوف از فقر و افزایش عائله داشته باشی
این همه شکست دیگر انکسار و انتحار محسوب می شد تا ۵۰درصد پیروزی
اما ماحصل همه این شکستها بسیار شیرین بود
زیرا
اولا که
همه شکستهای من پیروزی دشمن قطعی ام یعنی حضرت عیال محسوب می شد
ثانیا
اونقد فاصله سنی ام با پسرانم کم شده که بعضا انها را برادرانم فرض می کنند و بجای اینکه من به انها خدمات بدهم به دریافت کننده خدامات مادی و عاطفی از فرزندانم تبدیل شده ام
زیرا که
چون قبل از بلوغ عقلی و اقتصادی خام ازدواج عیال شده بودم
پس
بالطبع نمی توانستم پدری تمام و کمال برای فرزندانم باشم و انها ازادی عمل بیشتری برای شکوفایی استعدادهای خود داشتند
به قسمی که
پسر دومم که استعداد درخشان
و خدایی هوش مصنوعی و در ۲۶سالگی به همه فتوحات علمی و اقتصادی اش دست یافته می فرمایند
تنها لطف پدرم این است
که
هیچ لطفی در حق ما نداشته است
خودتان بهتر مستحضر می باشید که به قول مادرم
همیشه از اتش خاکستر بوجود می اید
و افراد توانا بیشتر اوقات فرزندان بی عرضه و مصرف کننده تحویل اجتماع می دهند و گورشان تبدیل به فاضلاب خلایق می گردد
و چون من منصوب به پدری پسران کاردان و با کفایت و نان رسان و کار افرینم می باشم از تبدیل گورم به توالت عمومی علی حساب بیمناک نمی باشم
یاد اقای دکتر نحمدعلی امامی میبدی استاد اناتومی مان در ترم یک پزشکی بخیر که وقتی از ازدواج ما مطلع شد
خطاب به کلاس فرمود
گوشهای اقای خاوری مخملی شده
(یعنی حقیر الاغ تشریف دارم که مرتکب این خریت شده ام . منظورش از خریت ازدواج الاغانه من بودکه خودم گریزی جز اعتراف به ان نداشتم)
کاش ان خدا بیامرز اکنون زنده
می دید که
در ایران
نتیجه خریت بارکشی نیست
بلکه در این ملکت خریت نوعی سازش با محیط و پیشرفت و شرط موفقیت محسوب می شود
