من تا حالا فلسفه وجودی لباس را وجوب ستر عورتین و حفاظت تن در برابر سرما و گرما می دانستم

اگر مانند عمو زاده های درخت نشین جنگلی پشم و موی کافی و سرتاسری داشتم شاید با رفع نیاز پوششی در برابر سرما و گرما بی خیال ستر عورتین می شدم و لخت و عور به اولویت سد جوع می پرداختم و برای خودم اینقد دردسر مد و اتو و ادکلن البسه را تحمل نمی کردم

با این خمیر مایه پنداری

من یه دوستی دارم که خیلی اهل ایف و پیفه و دوش صبحگاهی و اصلاح روزانه را با لباس روز و هفته و ماه و فصل ست می کنه و بعد به سایر الویت هاش اقدام می کنه

من دو دست لباس بشور و بپوش دارم که در جلسات و ادارات و خواب و بیداری روی تنم اعتصاب کردند و از همه تشریفات و زحمات متعاقب البسه معافم کرده اند

یه شب که قرار بود خونه دوست کذایی شب بیتوته کنیم خانمش به من تعارف کرد که

اقای دکتر

براتون بیژامه بیارم که راحت باشین

که دوستم حرف وی را قطع کرد و گفت

حسن با همین یه دست لباس شل و وارفته و راحتش در خواب و بیداری و کار و استراحت اموراتش می گذره

درست می گفت

واسه من کت و شلوار پوشیدن از زره پوشیدن شوالیه ها سخت تر و عذاب اور تره

به قول جلال ال احمد

لباس هر کس پرچم تن اوست

ولی تن من به بیشتر از همان دو دست لباسم نیاز نداشت

عیال همیشه نق می زنه که

بابا

کفن میت سه تکه است

تو از مُرده تنبل تری که همیشه همین پیرهن و تنبون تنته

بنده خدا راست میگه

راستش من عملا مُرده محسوب میشم و اگه زنده بودم که عیال جرات این همه جسارت نداشت

بهر حال اتفاقی که نباید بیفته رقم خورد

یه شب رفتیم عیادت پدر همین دوستم

پیرمرد با وجود کثالت و بیماری فوری رفت اتاق دیگه و با کت و شلوار و لباس رسمی برگشت پیش ما

عیال که به شدت تحت تاثیر انضباط پیرمرد و بی مبالاتی شوهر خودش واقع شده بود لباس های من را به قیچی سپرد و پرچم تن من را سرنگون فرمود

من که سالهاست تصمیم و خشم خود را به تاخیر می اندازم به یک جمع بند قاطع در مورد عیال رسیدم

از اول ازدواجمان که با حاملگی اش توام بود تصمیم گیری را به بعد وضع حمل پسرمان موکول می کردم

هنوز پسر اولم شیرخوار بود و نمی شد که او را از شیر مادر محروم کرد که پسر دوم ما اعلام حضور کرد

چاره نبود

باید صبر می کرد تا این دو اتیش پاره بزرگ شوند و از اب و گل در ایند

۳۳سال دندان روی جیگر گذاشتم و امروز مانده ام که بچه بی مادر را می شود تحمل کرد اما نوه بی مادر بزرگ را نه

هر چند پیر پسران من هنوز مجردند ولی تجسم پذیرایی از نوه هایم را بدون مادربزرگشان غیر ممکن است

به درک که لباسم را قیچی کرد

۳۳سال به میل خودم زندگی کردم

اخر عمری سلیقه عیال را در پوششم دخیل کنم حقشه

هر چند اگه سلیقه داشت زن من نمی شد

ولی من همین بی سلیقه گی و شاید بد سلیقه گی اش را که خودم باشم .خیلی دوست دارم

دوستدار خودم

حسن خودخواه