از وقتی که دچار خانه تکانی مختصر فکری شدم کمتر در مراسم تدفین و تغسیل و پرسه شرکت می کردم

حتی واسه مرحوم پدر نیز به انحصار وراثت و برقراری مستمری واسه مادرم و سایر تشریفات اداری قبل و بعد از فوت بیشتر اهمیت می دادم تا مُرده خواری و گریه و شیون و تلقین و ترحیم

یه همکلاسی خدا بیامرز داشتم که پسر عموی عیال بود و این روزها مادرش از مشهد بخاطر عیادت از خواهر بستری در ای سی یو بیمارستان نور شهریار امده بود تهران و بین تهران و شهریار تردد داشت تا اینکه خاله دوست خدابیامرز همکلاسی ام فوت شد و به احترام عیال و مادر عیال که جاری خواهر متوفی محسوب می شد در شرایط سرمای زمستان سخت بیشبینی اشتباه شده واسه اورپا در مراسم شرکت کردم

اولین نکته ای توجه ام را بخود جلب کرد این بود که

در روی تابلویی نوشته بود

واسه نماز میت وجهی لازم نیست پرداخت بشه

جنازه در به زیر سایبان تعبیه شده واسه نماز میت منتقل شد

اخوند پیشنماز مانند فرمانده یگان رزمی هی به خانواده متوفی در خصوص کیفیت استقرار جغرافیایی میت مطابق با قبله امر و نهی می کرد و از انجا که از خلاقیت و نواوری به خاطر پنداشت بدعت بیزار بود . حتی حاضر نشد در جابجایی نمازگزاران از سایه سرد و پر سوز به فضای افتابی اندکی از رنج همراهان میت بکاهد و با قرائت صحیح و از ته حلق واژه های عربی مقبولیت و مستحبات نماز را متکبرانه ادا می کرد

بعد از اینکه از مسیری ناهموار و از روی قبر های و چاله چوله ها جنازه بر دوش همراهان به بالای قبر در حالتی نا متعادل منتقل گردید از دو نفر از محرم های مث فرزند و یا داماد فراخوان حضور در قبر و قبل از ان جابجای میت به درون قبر که حدود دو متر عمق داشت را صادر نمود که چون داوطلبی پیدا نشد و به نوه های متوفی متوصل شدند تا ادای تشریفات مذهبی مربوطه صحیح و درست و مطابق قواعد اجرا گردد

بند های کفن را باز کنید

پشت میت به دیواره قبر تکیه داده شود

صورت میت از کفن استخراج و روی بالشتی از خاک نهاده شود

شانه میت لمس و هنگام قرائت تلقین تکان داده شود

نام میت و نام پدر میت استعلام و در خطبه تلقین قرائت شد و پس از دقایقی سرد و طولانی نوه های مرحوم اجازه خروج از قبر را یافتند که و با لباسهای خاک الود مادر بزرگشان را مطابق قوانین و قواعد شرعی به خاک سپردند و با مرثیه خوانی مراسم فیزیکی انتقال و جابجای و استقرار در عمق خاک تمام گردید

و از حضار واسه صرف ناهار مداح از طرف خانواده متوفی دعوت نمود و ما که بایستی به کرج مراجعه کنیم از قبرستان باغ رضوان شهریار خارج شدیم

شب منزل یکی از دوستانم با عیال و پسرم دعوت داشتیم ولی پسرم به علت درد دندان نتونست بیاد و مادرزنم نیز شب را در منزل ما گذراند و حسب گزارش پسرم تا صبح با کابوس و وحشت خوابی نا ارام و پر جیغ و داد را تجربه کرد

امروز بعد از چند سال برای شرکت در مراسم ختم مجددا پایم به دو مسجد باز شد

ادرس مسجد اولی را فرید خواهر زاده دوست مرحومم ( جلیل مطلب زاده )اشتباه داده بود وقتی که متوجه اشتباه شدم توانستم در دقایق

پایانی مراسم خودم را به مسجد دوم برسانم

دو تا پکیج پذیرایی را که از مراسم مسجد اول و دوم کسب کرده بودم به صندق عقب منتقل کردم و به همراه رباب خانم مادر دوستم و سه خواهرش به کرج منزل مادرزنم مراجعه تا یک شب به رسم ادب و جبران زحمات رباب خانم که همیشه نقش محوری و مادری را در خانواده ما داشته است . میزبان خواهران مرحومه متوفی باشیم