بازنشسته
تاریخ امروز
خورشیدی
۱۴۰۱/۱۰/۲۳
جمعه - ۲۳ دی ۱۴۰۱
میلادی
2023-01-13
Friday - 2023 13 January
قمری
۱۴۴۴/۰۶/۲۰
الجمعة - ٢٠ جمادي الثانيه ١٤٤٤
برج فلکی
جدی
از وقتی بازنشسته شدم سه سالی می گذره
تاریخ دقیق ان را نمی دانم
ولی چون با شلیک به هواپیمای پی اس ۵۲ مصادف بود در اعلام سالگرد ان فاجعه از رسانه ها به سنوات بازنشستگی ام پی می برم
از یاد بردن سالها که سهل است
این ایام برای وقوف از روز هفته هم چنانچه در صدر این مطلب کپی پیس شده .نیازمند به سرچ در گوگل می شوم
امروز جمعه است
وقتی شاغل بودم معمولا روزهای جمعه از کرج به عنوان شغل پزشک قطار میرفتم مشهد
هم از حال والدینم مطلع می شدم و هم سری به پروژه های ساختمانی ام در مشهد می زدم
اون موقع ها که کارمند بنیاد شهید بودم فعالیت اقتصادی مستقل از شغل اداری به نوعی غیر اخلاقی و غیر حرفه ای تلقی می شد و من واسه لاپوشانی و مستدل کردن غیر رانتی بودن فعالیتم. در هزار کیلومتر دورتر از حوزه اداری ام فعالیت اقتصادی غیر مرتبط با پزشک بودنم. داشتم تا هم از لقمه شبهه پرهیز کرده باشم و هم از انگ و ننگ حسودان و حقودان در امان باشم و از مظان اتهام فاصله بگیرم
به هر حال از پنچره قطار گذشت هفته ها و تغییر طول ساعات شبانه در ماهها و فصل ها را درک و احساس می کردم
اما از موقع بازنشستگی دیگر گذر ایام و تفاوت انها را درک و لمس نمی کنم
پسر ارشد و ولیعهدم نیز حرفه بساز بفروشی من را مدیریت و توسعه داده است و همسر عزیز تمامیت خواهم نیز امور مالی پروژه های ساختمانی را در انحصار و سیطره گرفته است و انقد به این حوزه علاقه مند است که حتی کارت عابر بانک حقوق بازنشستگی من را هم در چنته اسرار محرمانه فعالیتهای مالی خود مدفون نموده است و من بعضا با پیامک بانک رفاه از واریزی حقوقم متوجه می شوم که اخر ماه شده است و یک ماه دیگر در زیر سایه عیال از خوشبختی گذر عمر مستفیض شده ام
نه تنها در تمام ساعات روز گرفتار پروژههای ساختمانی هستم بلکه در منزل و حتی در بستر ارامش و خواب نیز بایستی پاسخگوی استنطاق های همیشگی مقام معظم همسری در خصوص دخل و خرج و پیشرفت پروژه ها باشم و از این همه لذت. حضی تمام نشدنی می برم
گاهی به ایام کارمندی ام غبطه می خورم که لااقل در ساعات اداری موظفم در بنیاد شهید و کشیک شیفت دوم در بهداری زندان . استراحتی و فراقتی داشتم و اکنون که بازنشسته شده ام و از ان نعمت .محروم شده ام هوس بازگشت به زندان و بنیاد و قطار را در دلم می پرورانم و زهی خیال باطل که حسب حدیث درج شده در عقب یک وانت نسیان .
زندگی دنده عقب ندارد
و من فقط می توانم از دنده جلو لذت ببرم
