کشف لذت جدید آن هم مجانی و بدون هزینه کمتر اتفاق می افتاد
تو این ایام که خفاش کرونا در شب تار این کشور بلاواکسن جولان می دهد علائم سرما خوردگی در حقیر عارض شد
از آنجا که ته معلوماتی از پزشکی در ذهنم باقی مانده فورا کرونا در خیالم  متبادر شد
علائم بیماری شدت و حدت یافت و گل  احتباس ادرار نیز به چمن آن اراسته شد
برای اولین بار در عمرم این زجر را تجربه می کردم
در ۵۹درصد مردان بالای ۵۰سال عارضه پروستات موجب می شود که انها مهمترین نیازمندی بشر را دستشویی و بقول افغانی  نشت آب تشخیص دهند 
بعد از همسر بیشترین وقت این مردان با دستشویی سپری میشود
حالا تجسم بفرمائید در این در این مامن به انتظار خروج ادرار زور بزنی عروس ادرار نیاز بیاورد که رفته گل بچینه 
شبی تا صبح هر ساعت یک ساعت در بر توالت فرنگی نزول اجلاس کنی و از شاش خبری نباشد
در تب بدن درد و سر درد شعله ور باشی و جرات آب نوشیدن نداشته باشی که فشار ادرار مضاعف نشود
یک عمر دنیا به ما شاشیده بود حالا بابت چند قولپ شاش باید مننت بلافایده بکشیم 
وقتی معین در ترانه اش می خواند
بخت بد را بین . از اجل هم ناز می باید کشید
من نیز در ذهنم ترنم می کردم که
بخت بد را بین . از   شاش  هم ناز می باید کشید  
حالا کاش ناز باشد و اجابت نشود که نیازی حیاتی است که ممد حیات و مفرح ذات است این شاشیدن  که سعدی از ان غافل بود است و من اکنون که از حبس احتباس ادرار مرخص شده ام  لذتی از آسوده شاشیدن می برم که مپرس 
 از آنجا که حضرت حافظ می فرمائید

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
زهر هجری چشیده‌ام که مپرس
گشته‌ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده‌ام که مپرس
آن چنان در هوای خاک درش
می‌رود آب دیده‌ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده‌ام که مپرس
سوی من لب چه می‌گزی که مگوی
لب لعلی گزیده‌ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده‌ام که مپرس

و 

حافظ با وجود کبر سن بیشتر از ۵۰سال و احتمال عارضه پروستات در آن بزرگمرد چرا غزلی به زجر شاش بندان نسروده جای شگفتی نیست 
زیرا این بزرگواران همچون مولانا فاجعه تاخت و تاز مغول نمی دیده اند چه برسد به قول ناصرالدین شاه که با اشاره به نقشه ایران که می فرموده 
مگر یک قاشق آب گندیده چه ارزشی دارد که خاطر همایونی مکدر گردد
و حالا این کشف بزرگ من 
که آسوده شاشیدن لذتی بی همتاست که مرتکبین احتباس ادراری قدر دان آن هستند و بس
 برو ویدینگ(voiding) بکن ای دوست (ویدینگ در اصطلاح پزشکی یعنی شاشیدن البته اگر دیکته آن را درست نوشته باشم)
حکایت همچنان باقیست