چند وقته تشویق دوستان باعث شده بیشتر با وبلاگم مراوده داشته باشم 

خیلی کم پیش می آمد که روزی دو بار مطلب در وبلاگم بنویسم

چند روز پیش عیال پیش دوستم محمود همایون زاده ویزیت دندون داشت که از ایشون شنیده بود که به مطالب من که بعضا واسه اش ارسال می کنم احساس مثبت داره

خیلی کم پیش میاد که عیال از من مثبت بگه 

یا نقل قول مثبتی را منتقل کنه

 

البته خیلی کم که نه

اصلا متعقده 

 نباید به شوهر رو داد و تا وقتی بشه غر و نیش و کنایه محاوره کرد استحضار و اعتراف به صفت حمیده شوهر غیر ضروری می باشد که هیچ . بلکه کتمان محاسن فرضی  شوهر .فریضه عینی محسوب می شود تا مبادا چشم زخمی عاید شود یا لولو و به روایتی بهتر هوو . شوشو را ببرد

استراتژی عیال در بله گفتن به عاقد در خصوص حقیر این بوده که

نظر به کراهت منظر و قصر قامت و  لهجه غیر قابل جراحی این کمترین . هیچ نگون بخت دیگری کابین مرا معطر نخواهد کرد و من مملوک مادام العمر آن مادام علییه باقی خواهم ماند 

اتفاق نادر نقل قول عیال .  از محمود در کرامات حسن

بر آنم داشت که دست به کی برد شده و سطوری را با ضربآهنگ انگشت سبابه راست بیافرینم و به درگاه محمود تقدیم کنم 

تا هم حسن نظر و مناعت طبع آن یار فرزانه محمود  را پاس داشته باشم و هم شگفتی  این نادره اتفاق را به حبس ابد در وبلاگم محفوظ بدارم

امیدها انکه توفیق رفیق گردد بتوانم به توصیه حضرت محمود در کلاسهای ویراستاری و نویسندگی به غنای فرهنگ نوشتاری بیفزایم

 

چندست که محرمی به من رو کرده

همرازی و هم دمی به من رو کرده

 

از سوزش و التهاب شبهای حضور

پندار جهنمی به من رو کرده

درپشت بام  خوابگاه ابن سینا کرمان از  محمود همایون این شعر را شنیدم که به حضورتان تقدیم می نمایم

 

و اکنون که در سی و دومین سالگرد هم رازی و هم دمی با علیا مخدره خلد را تجربه می کنم  از حکیم طوسی این مصرع را به عاریت ربوده که

بسی رنج بردم در این سال سی

 

و اینگونه باز آفرینی می کنم که

 

بسی گنج بردم در این سال سی

که قارون نباشد  به پیشم  کسی

بمیرم در این حال که من زنده ام

نباشم به میقات هستی کسی

شدم ملک طلق عیال عزیز

نمانده به جز عزره ائیل دادرسی 

 

 

باقی بقایت 

حسن فدایت