اگر بخواهیم وجه مشتریانی در همه کشورها  تمدن ها و اعصار پیدا کنیم به نظر شما چه می تواند باشد؟

مثلا در کره شمالی و آمریکا چه وجه مشترکی در شیوه حکومت داری وجود دارد

   البته شیوه حکومت داری که نه

درست تر آن است که ملزومات مشترک حکومت داری و اعمال نظم.

گاهی برای رسیدن به پاسخ یک سئوال می شود از صنعت افعال معکوس بهره برد

و بجای وجه مشترک کشور آمریکا و کره شمالی از وجه تضاد بارز بین دو کشور شروع کرد و به وجه مشترک رسید

فک کنم زیادی مطلب کش داده شد و برای مخاطب بی حوصله لحظات کنار گذاشتن این متن فرا رسیده است و برای حفظ مخاطب باید چاره ای اندیشید 

 

اصلا بی خیال مطلب بالا

اگه از این به بعد بخواهیم مطلب را شروع کنیم

مگر بهای آزادی چقدر است که زندان و کاهش آزادی تردد یکی از رایج ترین مجازات ها در ابنای بشر است؟

 

سلب و کاهش آزادی مجازاتی است که در همه کشور ها رایج است

و اما زندان انواع و اقسام دارد

اخیرا  که چی پی اس و مچ بند الکترونیک مد شده فرد در منزل خودش و محدوده ای تعیین شده حق تردد دارد که صد البته با حبس خانگی کشور عزیز ما تفاوت فاحش دارد

اصلا هدف بحث ما حبس و زندان نیست بلکه اهمیت و جایگاه ارزشمند آزادی است 

باز هم تذکر این نکته خارج از لطف نیست که آزادی رایج در زبان ما که به نام خیابان و میدان اطلاق می شود مورد نظر نیست و اگر تداعی گر نام خیابان و وبعضا مفارقت از زندان است از سابقه تاریخی استبداد زدگی ما ناشی می شود

اینقدر مجبور به حاشیه نوازی می شویم که غفلت از متن و سرریز حوصله خواننده گریز ناپذیر است

از انواع زندان ها و شاید بدترین آنها  حبس خود ساخته است به قسمی که فرد تحت تاثیر ملاحظات مکان تولدش آنچنان حصاری به دور خودش تنیده که انفرادی و حبس خانگی و زندان رای باز و ...برایش بهشت محسوب می شود

اولا که باید فکر و خیال و ذهنش جهتی خاص داشته باشد و اندیشیدن به ذات سیئه کبیره و درخور جهنم است 

ثانیا چشم هایش هم درویش باشد که مبادا دل کند یاد و ترک شک بر حصار وارد گردد

ثالثا نیز همان نتیجه اولا  و ثانیا این می شود با تعطیلی فکر و دیده دل مرده و عشق معصیت می شود و داعشی مرامی تولید می شود که جز با ترکاندن خود آرام نمی گیرد

و اما این سطح از انحطاط چگونه رواج پیدا می کند ؟

در مجالی دیگر

اگر باشد 

تا آن زمان فکر و برنامه فرار را طراحی بفرمایید