برادر ارشدم ۲۴بهمن ۹۹
وقتی من به دنیا آمدم برادر ارشدم ده ساله بوده و از ازدواج دو خواهر ارشدترم خاطره ای در ذهن ندارم زیرا همسن فرزندان آنها بوده ام
بهر حال شنیده ها حاکی از آن است که این نازنین برادر بخاطر اینکه بعد از دو دختر به دنیا آمده فوق العاده مورد توجه و محبت بوده بطوریکه تا چهار سالگی قدم زدن و راه رفتن را هم با اکراه و منت مفتخر فرموده اند و زمین را به قدوم خود مزین نمی نمودند و بیشتر اوقات با وجود حاملگی بعدی مادرم این سرور ما شکم برآمده آن بانو را سریر و کرسی سلطنتی خود فرموده بودند و نزول اجلال به زمین را در شان خود نمی دانستند
مادر خدا بیامرزم تا آخرین لحظات حیات خود برای این دوردانه است جایگاه ویژه ای قائل بود و برادر بزرگوارم نیز حداکثر بهره برداری را از این مقام ویژه می نمود و ۹برادر و خواهر دیگر این عهد نا نوشته را پذیرفته و با آن کنار آمده بودند . در آبگوشت پر آب خانواده ما قبل از سرو سفره خان ما گوشت آن را میل می فرمودند و آب زیپو سهم مابقی بود
اگر شرایطی استثنایی پیش می آمد که برادر بزرگوارم فرصت دستبرد به گوشت دیزی را از دست می دادند مادر عزیزم در سر سفره و در حضور ۱۸ حدقه چشم جبران مافات می فرمودند و برادر با وجود زن و فرزند و نوه از این عنایت ویژه احساس فخر و مباهات داشتند و همسرش حاج بندار مهری از این احتکار محبت در انبار شوهرش حض فراوان می برد
علی جه که لقب اعطایی مادرم به سرور مان بود تا زمانی که آن بانوی مکرمه زنده بودند حداقل روزی دو نوبت ۶ساعته شرف حضور می دادند و از محضر مادر کسب فیوضات می نمودند
این رابطه مادر فرزندی در کمترین خانواده ای با این همه شدت و حدت تبعیض و آپارتاید وجود داشته و می تواند در کتاب رکورد گینس ثبت گردد م مسلما مادر خدا مشابه ای برای آن عرضه نخواهد کرد
آنچه که موجب شگفتی من است استمرار این شانس ویژه علی جه در کل تاریخ ۶۵ساله زندگی این بزرگ است
هم اکنون نیز اشتهای عجیبی به گوشت و طیهو داشته و همسر دلبندشان نیز از این بابت خرسند و سرافراز است و یکی از لذت های فرزندشان مجتبی کبیر این است که بریان مرغی ابتیاع تا از تناول حضرت علی حض دفتر نسیبش گردد
در مقام مقابل این حقیر است که در کودکی بازنده رقابت سفره و در بزرگ سالی با مناعت طبع کاذب بر آن باخت دائمی اسرار دارم
