دورهمی کردان ۱۵بهمن
بالاخره بعد از بارها تغییر تاریخ و مکان یه روز دیدم در حالی که من در حال تدارک مکان استقرار برای دورهمی در چابهار بودم عهدیه عزیز گروه دورهمی کرج را جانشین چاه بهار کرده اند
اولش حسب عادت مالوف . نژاد به ذهنم متبادر شد که به سرعت رنگ باخت و دانستم خودم باید میزبان باشم
با وجود اینکه قریب به ۱۷ساله که ساکن کرجم ولی خودم را مشهدی می دانم و به واسطه وجود برادر زاده مقتدرم آقا احسان در مشهد مبسوط الید تر از کرج هستم
اما تفوق اراده دوستان همیشه برای من نه تنها پذیرفتنی بلکه بلکه جز اصول خدشه ناپذیر و سر لوحه زندگی می باشد
بهر حال هادی و خان و مهرداد . روز قبل از آمدن انصراف دادند و شکوفه که بلیط تهیه کرده بود نیز به آنها پیوست و نیمه دورهمی کرج تشکیل شد
باغ یکی از دوستان با انواع اشربه و اکله منظور شد و هاشم و قلعه و شیخ و بانو عفت به ما افتخار دادند و شبی نیز عهدیه شور آفرین این بزم محقر بود و فردایش تودیع گزید
همسر مدیر و توانایم در کنار پسر سازنده و با مرامم مهدی نهایت سرافرازی را برای ایفای بهینه میزبانی این دورهمی رقم زدند و در زیر سایه پربرکت مادر زنم که به حق مسئولیت خدمات پس فروش عیال را نمایندگی می بفرمایند هاله ای از مهر و محبت در این فضای صمیمی افکند و چه زیبا و دلنشین بود گسترش محبت و صفای خانوادگی به جمع دوستانم که تا عمق جانم را مشعوف و منور ساخت
قلعه . باذلی . عفت .. رفیع . مفید قدمتشان فرش دیدگان ما را مزین نمود
سپاس که هستید
در این همهمه سکوت و قحطی محبت اشک شوق خشکیده بر گونه به برکت حضورتان جاری گشت و سرچشمه محبت یاران دلمان را شاداب نمود
کاستی ها را بر فزونی خود غمض عین فرمائید و لوح جان ما را به امضای تصدق تان بر جریده عالم ثبت نمائید که دل ما زنده به عشق شماست
