نمی دونم چرا واسه خواسته های من زمان حال وجود نداشت

همیشه با خودم می گفتم باشه بعد

هنوز کوچکم

کلاس اولی ام 

بزار پنچمی بشم

برم راهنمایی 

برم دبیرستان . دانشگاه . کار . ماشین خونه .بچه هام . درس و دانشگاه و کار . خونه و ماشین بچه ها . 

 

نوه هام که هنوز مادرشان نشخص نشده اند دغدغه جدید من هستند 

 

راستی 

 

حسن خاوری را می شناسید؟

واسه من که غریبه است

نمی دونم چرا در چلش و کشتی با خودم باز هم سوم می شوم

تازه اگه سوم و چهرم هم بشم خوبه 

لاقل روی سکوی شاید جا داشته باشم و مدال برنزی بگیرم

 

تا جایی که یادمه همیشه خارج از گود بوده ام 

الان که به غروب زندگی ام نزدیک می شوم و حتی پرسش های  بحران میانسالی در من تغییری ایجاد نکرده است گاهی فک می کنم شاید روش من که هیچ نام و کاتهگوری خاصی ندارد  بد هم نباشه

بیشتر از نصف عمرم را متاهل بوده ام یعنی ۳۱سال از ۵۴سال

چون نمی خواستم و شاید نمی توانستم که اول خودم باشم عیال اول شخص زندگی ام شده و پول و اسناد و اعتبارات را مدیریت می کند که باعث بیمه مختصر تمکن خانواده شده و پسرام همه خواسته هایشان را با ایشون مطرح و پاسخ می گیرند  و زندگی و کار شاد و موفق و متمکنی دارند

 

حتی اگه از خانواده من کسی مثلا پول قرض بخواد با ایشون مطرح می کنه تا من

 

دوستانم در مسائل جدی اقتصادی و اجتماعی و خانوادگی از ایشون مشورت می گیرند و اگر هم از من سئوالی دارم عادت کرده ام که به عیال ارجاع بدم

خودم حتی اگر  مثلا .زبونم لال . بخواهم  زن دوم اختیار کنم نظر ایشون واسه ام نه تنها مهمه بلکه تعیین کننده است

به پسر بزرگم طوری بیزنس ساختمان را اموزش داده ام که الحمدالله  از خودم نه تنها جلو زده بلکه اصلا منو قبول نداره

پسر کوچکم که نخبه و سرامده و در طب تصویری کانادا حرف برای گفتن داره میگه

 

بزرگترین لطف بابا اینه که هیچ لطفی نکرده

من دلم می خواست ایشون فعالیت خانوادگی که بیزینس مسکنه را تحصیل کنه ولی برق را انتخاب کرد و سرامد شدنش را مدیون عمل نکردن به توصیه من می دونه

خلاصه اینکه اگر در نظر دیگران و حتی خودم خانواده ای خوب و ثروتمند و با تحصیلات و موفقی دارم این پیروزی را مدیون پذیرش اول نبودن خود می دانم  و شاید بهتر باشه که احترام به  ازادی عقیده و عمل خانواده و دیگران را دلیل موفقیت خودم بدانم

 

البته اگر حمل بر خودستایی و لاف و گزافه نشود