شاید برای شما جیران یاد اور معشوقه ناصرالدین شاه قاچار باشد اما واسه تداعی گر اولین حرکت اقتصادیم می باشد

در کودکی گوشنوازترین صدای موسیقیایی برای من ضرب اهنگ برخورد شیر در حال دوشیده شدن گاو با سطل شیر دوشی بود . صدایی که هم گوشنواز بود و هم تامین قوت روزانه را در ان روزگار فقر و تنگ دستی نوید می داد

گاو نقش استراتیژیکی در اقتصاد روستایی ما داشت و تعلیف ان وطیفه ای خطیر بود که مادرم عهده دار ان بود 

هر روز دو نوبت صبح و عصر همراه مادرم  چندین کیلومتر طی طریق می کردیم تا از پای درختان  باغات ارباب برای گاو مان علوفه تامین کنیم و این همراهی روزانه به تعمیق رابطه عاطفی من و مادرم که در گویش محلی مان ننه می گفتیم کمک می کرد و البته از نقش گاومان هم که نقش محوری در اقتصاد خانواده داشت نباید قافل شد .

 

راستی 

تا حالا به چشمان گاو ذول زده اید

بسیار زیبا و جذاب و مهربان است 

برای من که به علت حشر و نشر مداوم کودکیم با گاو سپری شده  گاوپرستی هندو ها اصلا قابل سرزنش  نبوده و بلکه ستایش برانگیز نیز می باشد  و نستالژیک بودن این موجود مهربان در روح و روانم رسوخ کرده است 

خیلی دلم می خواست روزی مستقلا گاوی داشته باشم و بدیهست که راه رسیدن به کاو از گوساله می گذرد

همه ‌پس اندازهایم را جمع و جور کردم تا اینکه در۱۲ سالگی موفق شدم اولین گوساله را از مادرم ابتیاع کنم . که از قضا نامش جیران بود . شاید علاقه من به جیران با عشق ناصرالدین قابل مقایسه نبود . زیرا او حرمسرایی از دهها دخترکان نازک بدن داشت که جیران یکی از انها بود و جیران من همه وجود مادی و معنوی و کل استطاعت اقتصادیم بود و بدیسان فعالیت اقتصادی حسن با جیران  استارت خورد